{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تمام لحظه های دلتنگی، دل عجیب بهانه ات را می گیرد.

در تمام لحظه های دلتنگی، دل عجیب بهانه ات را می گیرد.
نمی دانم چه کنم که دیگر یادت نکند.

نمی دانم تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی؟

مدتیست که دیگر عقل هم قادر به قانع کردن دل نیست...

این روزها بیشتر از همیشه به گوش دل ،قصه رفتن می خوانم

اما انگار هر چه بیشتر می گویم، او کمتر گوش می کند

و بیشتر هوای تو را می کند.

دیگر نمیدانم چه کنم...؟

چگونه از بار این بغض کم کنم...؟

چه کنم که آنقدر در لحظه هایم جای تو خالی نباشد؟

ساده برایت بگویم :

" این روزها در جمع من و این بغض بی قرار ، جای تو خالیست
دیدگاه ها (۷)

من اگر مرد بودم و دست زنی را می گرفتمپا به پایش فصل ها را قد...

مردم شهر به گوشید...؟ امشبهمه ی میکده را سیر بنوشیدبا مردم ا...

چینی نازک تنهایی تو بی ترک مانده هنوز ؟خوش به حالت سهـــراب ...

گاهی دلم برای خودم تنگ می شودگاهی دلم برای باورهای گذشته ام ...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط