🍂 ناطق نوری بعد از نماز جماعت، برای جوراب ریش ریش آقا گری

🍂 ناطق نوری بعد از نماز جماعت، برای جوراب ریش ریش آقا گریه کرد!

فریدالدین حداد عادل: یک بار پدرم گفت، فرید، من دوشنبه هفته‌ قبل با آقای حجازی قرار داشتم و رفتیم و نماز را با آقا خواندیم. من دیدم از زیر جوراب، قوزک پای آقا معلوم بود؛ جورابشان ریش‌ریش بود. من تا آخر هشت رکعت در فکر همین جوراب بودم. سر از نماز بلند کردم، دیدم آقای ناطق کنارم است و دارد گریه می‌کند. گفت: جوراب آقا را دیدی؟ ما کجاییم و ایشان کجاست.

چهار، پنج روز بعد به حاج‌آقا مجتبی گفتم: می‌توانم یک نکته‌ای عرض کنم؟ داستان را نقل کردم و گفتم: می‌دانم آقا این‌طور می‌خواهند، ولی حداقل جوراب ایرانی خوب بخرید تا به این راحتی از بین نرود.

خواهرم داشت حرف ما را می‌شنید و یک لبخندی زد. این لبخند یعنی یک چیزی را تو نمی‌دانی. گفت: آقا اجازه نمی‌دهد کسی در جوراب پوشیدن کمکش کند. چون خودش تنهایی باید با یک دست جوراب را بپوشد، مجبور است که جوراب را بکشد، لذا با کشیده شدن، آرام‌آرام بافتش آسیب می‌بیند، ولی اجازه هم نمی‌دهد که جوراب نو بگیرند.
دیدگاه ها (۰)

ماجرای گفت‌و‌گوی آقای حق‌شناس و امام زمان(علیه السلام)در مجل...

آیت الله حق شناس (ره):شیطان هم دنیا را گرفت و هم نماز اول و...

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

طلبکاری و گردنکشی ممنوع

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

👏توجه توجه توجه خیلی قشنگ بود حتما تا آخر بخونید. نهضت خرید...

قسمت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط