اولین لحظه ی دیدار،ترا بوسیدم

اولین لحظه ی دیدار،ترا بوسیدم
مثل یک آدم بیمار،ترا بوسیدم

بین جمعیت هشیار در آن شهر بزرگ
تکیه دادیم به دیوار،ترا بوسیدم

در میان چمنی سبز نشستیم دوتا
زل زدم بر تو و بسیار ترا بوسیدم

سایه ات روی من افتاد در آن تنهایی
زیر خوشبختی آوار ترا بوسیدم

آه ای لذت تکرار هزاران بوسه
لحظه ها رفت و به تکرار ترا بوسیدم

ترسی از طعنه ی رسوا شدنم هیچ نبود
همچو حلاج ،سر دار ترا بوسیدم

لذتی با نفس گرم گناه آلوده
خارج از قاعده هربار ترا بوسیدم

ننگ عشق است اگر صحبت هنجار شود
توی محدوده ی هنجار ترا بوسیدم

بین ما عشق نمایانگر زیبایی بود
یاد آن لحظه که بسیار ترا بوسیدم

چون ردیف غزلم در پی بوسیدن بود
لب هر قافیه انگار ترا بوسیدم

تویی آن لذت نایاب که در آغوشت
گم شدم با تب سرشار ترا بوسیدم
دیدگاه ها (۲)

اولین لحظه ی دیدار،ترا بوسیدممثل یک آدم بیمار،ترا بوسیدم بین...

حنا مشایخ

آسیب شناسی گرایش برخی پسران مجرد و مردان مطلقه به زنان همسرد...

بسم الله... #نقد_خندوانه با احترام به همه ی دوستان علاقه م...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت سوم : صفحات گوشی م...

داستانی عبرت آموز از شیر زنی بختیاری با شعری زیبای از آ دارا...

مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده رفته تا آنسوی این بیداد...

فال امروز شنبه 3 خرداد 93 شنبه 24 می 2014 فال حافظ فروردین:...

##فنجانی_چای_باخداقسمت سی چهارمسرگشته که باشی، حتی چهارچوبِ ...

معامله سیاه ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط