{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معامله نهایی

معامله نهایی




پارت ۷۰





هیچوقت دغدغه ام این نبوده که چیزی رو چجوری برای بقیه توضیح بدم . خب ، قبل از ملاقات با رین فقط تنها کسایی که ازشون حساب می‌بردم پدر و مادرم بودن . البته هیچوقت بچه ای نبودم که کاری بیشتر از خط قرمز اونا انجام بدم . برای بقیه هم ، فکر کنم هیچوقت نیاز به توضیح نداشتم . چون به عنوان هوانگ هیونجین بزرگ شدم و هوانگ هیونجین کسی نیست که ازش انتقاد بشه .
اما حالا ؟ من رسما گند زدم . رین برای اولین بار به من رو داد و اجازه داد تلاش کنم مخشو بزنم و من چیکار کردم ؟ هنوز بیست و چهار ساعت از مکالمه مون نگذشته بود که بدون هیچ توضیحی رسما ولش کردم و الان پاشدم اومدم کره . اره ، کره ! بعید میدونم بتونم از این فاصله کاری بکنم . همه برنامه هام دود شدن هوا ، امیدوارم بتونم رزرو هام رو کنسل کنم .


دوباره همه چیزایی که تایپ کرده بودم رو پاک کردم . دقیقا نمیدونم چجوری براش توضیح بدم که متوجه شه به خواست منم نبوده ؟ رین واقعا ادمی نیست که اسون به دستش بیارم ، همین که تا اینجا پیشرفتم خودش معجزه نیست ؟ من واقعا میتزسم که فقط با یک اشتباه تمام اینارو از دست بدم . نمیخوام دوباره از دور بهش نگاه کنم . نمیخوام دوباره شبیه استاکر های لعنتی براش ادم بزارم تا فقط یه عکس عادی از چهره اش داشته باشم . نمیخوام از دور بهش نگاه کنم درحالی که با پسر های خوش شانس قرار میذاره . پسر هایی که به طرز لعنتی ای دلم میخواست جاشون باشم .
« سه دقیقست چیزی تایپ نکردی ، کمک نمیخوای ؟»
برای بار چندم به رو جین که دقیقا صندلی بغلی هواپیما ( قطعا خصوصی ) نشسته بود چشم غره رفتم « کاری جز سرک کشیدن تو گوشی من نداری ؟»
پوزخندش خیلی رو مخه . رین هم وقتی من پوزخند میزنم همچین حسی داره ؟ « داداش ، فقط میخوام کمکت کنم . فکر نکنم کسی اندازه من توی منت کشی تجربه داشته باشه »
« قطعا نه . هیچکس جز تو بابت کوچک ترین چیز ها کتک نمیخوره »
دفعه بعدی که پوزخندش پر رنگ تر بشه بهش مشت میزنم « من مشکلی ندارم . باور کن ، اگر یه بار از زنت سیلی بخوری میفهمی منظورم چیه »
خوردم . خیلی محکم هم خوردم . البته اگه بتونیم اسم رین رو بذاریم همسرم که وای ، اگر یه روز واقعا بتونم بهش لقب « همسر » رو بدم از خوشحالی غش میکنم .
« تجربش کردم ولی فکر کنم تنها کسی که BDSM داره تویی داداش ، چون من ازش خوشم نیومد » دروغ محضه . دقیق نمیدونم احساسم راجبش چیه ولی قطعا تنفر نیست .
« جدی ؟ ولی رین راجب مسئله BDSM داشتن تو چیزای دیگه ای میگه »
« کسی توی اون خونه لعنتی مونده که رین پیشش غیبت من رو نکرده باشه ؟»




#هیونجین
دیدگاه ها (۴)

بچه ها واقعا این فیک جدید برای من خیلی مهمه دو سال از عمرمو ...

این پست قبلا برای یه نفر بودیه نفر که یه زمانی واقعا برام از...

خب بچها من کل شبکه های اجتماعی ایرانیم رو پاک کردم دلیلش این...

کویین هیچوقت گریه نمیکنه😏😌😎🫦مود ملک: تو واقعا فکر میکنی اگر ...

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

لایو ویورس جونگکوک!🫧خب فقط اومدم خبر انتشار موزیک رو بدم، چی...

فکر کن کلی با ذوق دوباره رفتم برای تولد مامانم کادو خریدم بع...

خواستم بهت یاداوری کنم که هوانگ هیونجین برای زدن مخ دختر مور...

خب رفقا درباره ی جوایز دتیز میخواستم بگم که من برای یکی از ن...

#تک_پارتی . درخواستی «هیونجین، 🎀» 🫧توضیح: 🫧هیونجین پسر بد مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط