رین بخواد خودکشی کنه

رین بخواد خودکشی کنه

*ویو ا.ت*

یروز خیلی بد رو شروع کردم
با رین بحثم شده بود.

داشتیم باهم دعوا میکردیم
ک یهو از دهنم در رفت و بهش گفتم: ازت متنفرم کاش میمردی ازت راحت میشدم و از خونه زذم بیرون

*ویو رین*

وقتی این حرفو زد واقعا قلبم شکست خودمو کنترل کردم ولی گفتم شاید واقعا منو دوست نداره
یکم رفتم تو اتاقم نشستم ولی نتونستم با این همه افکار ساکت همینجا بشینم

یهو ی فکر ب سرم زد ک خودکشی کنم و پا شدمو ی نامه گذاشتم رو میز و رفتم بیرون
رو بزرگترین ساختمون شهر جایی ک همیشه با ا.ت اونجا میرفتیم

*ویو ا.ت*

(وای من چقدر احمقم چرا اون حرفو زدم اهههه خاک تو سرممم)
برگشتم خونه رین خونه نبود
همه جارو گشتم رفتم اتاق مشترکمون و ی نامه رو میز دیدم

نامه:.....

پایان پارت یک
لایکارو ب بالای پنج تا برسونید تا پارت بعدو بزارم
دیدگاه ها (۱)

marry without love

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

همسر غیره منتظره

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

مافیای من

منو ببخش پارت ۴

سناریو ران پارت ۲

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط