{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۰

پارت ۲۰

شوگا: ببخشید انگار خوابیده بودی

لیسا که از اومدن شوگا هجان داشت گفت

لیسا: نه بابا خوش اومدی

شوگا: من.....میخواستم یچیزیو بگم که خیلی وقته میخواستم بگم

لیسا: بگو بگو میشنوم( با هیجان)

شوگا: من..... من عاشقتم

لیسا: چییییی منممممم

شوگا جلوی لیسا رفت و لباشو به لبای لیسا رسوند

رزی ویو

فردا صبح( سر میز صبحانه)

# سلاممم صبح بخیررر

بعد اومد منو محکم بغل کرد و از لپم بوسید

_ خوبی؟ درست شدی؟

بعد رفت کوک هم بغل کرد

# اره یعنی تقریبا . هنوزه که شکمم درد میکنه

×منم ادمم ها مثلا دوست دوست پسرتممم

# سلام بر جوان مرد دوست دوست پسرم😂😂

× عه چه عجب . ولی هنوزه اتیشپاره ای

+خببب بچه ها امروز کجا میریم

× یه خبر فقلعاده دارم براتونننن فردا میریم اردووووو

# + چیییییی

_اره دانشگاه میبره

جنی و رزی پاشدن رفتن تو حال رقصیدن

# + دچیتا دچیتااا دچیتااااااا ( لیسا و شوگا ایدل بودن)

× عهههه رزیییی وایستا ببینم مگه نگفتم لباس نپوش

_عههه جنی تو هم

+ اخه کوک اینجاس

# مرد جوانمرد هم همینطور😂

× اها ولی اگه تو خونه ی خودمون لباس بپوشی...

+باشه باباااااا

# والا من میخوام قوانین رو بشکنم و لباس بپوشم از هیچیم نمیترسم( دروغ)

_عه پس نمیترسی؟

# دقیقااااا

_باشه بریم ببینیم چی میشه

+حالا ول کنیننن فردا میریم اردوووو..........

(the end)
دیدگاه ها (۲)

........//برده ی زیبا//........

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

گروه عاشق پارت ۲٠

𝑃𝑎𝑟𝑡 14

دوست پسر مافیا

پارت شانزدهمدوست‌پسر‌قراردادیکوک:ببینم دفعه‌ی دیگه دوباره ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط