ما زنده ایم چون بیداریم

نمیدانم تو نیز نخواهی دانست
و همان بهتر که ندانیم
آنچه تاکنون وجود داشته است،
وجود خواهد داشت
همين‌هاست و همين‌ها نيز خواهد ماند
ايستادن و سماجت‌کردن و فراتر از فرا سرک‌کشيدن، مطمئنا فرسايشی فراتر به دنبال خواهد داشت
هنوز از اتاقِ همينگوی بوی باروت می‌آيد و ادکلنِ مرلين مونرو همچنان نيمه مانده است
و پيرزنان به وقتِ گذشتن از کفِ آخرین اتاق مایاکوفسکی دامن خود را جمع می‌کنند
يکی می‌آيد به زور
يکی می‌رود به انتخاب
پس اين‌ها همه اسمش زندگی است:
دلتنگی‌ها، دلخوشی‌ها، ثانيه‌ها، دقيقه‌ها،
حتا اگر تعدادشان به دو برابر‌ ِ آن رقمی که
برايت نوشتم برسد
ما زنده‌ايم چون بیداریم
ما زنده‌ایم چون می‌خوابیم
و رستگار و سعادتمندیم؛ زیرا هنوز بر
گستره‌ی وسیع ِ ویرانه‌های وجودمان،
پانشینی برای گنجشکِ عشق باقی گذاشته‌ايم!
دیدگاه ها (۴)

نمی‌دانم تو نیز نخواهی دانست و همان بهتر که ندانیم آنچه تاکن...

نمی‌دانم تو نیز نخواهی دانست و همان بهتر که ندانیم آنچه تاکن...

دلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها دقیقه هاحتی اگر تعدادشان به د...

نمی دانم.تو هم نیز نخواهی دانست...و همان بهتر که ندانیم...آن...

حسین پناهی.. ما زنده ایم چون بیداریم

س این ها همه اسمش زندگی استدلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها دق...

پس این ها همه اسمش زندگی استدلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها د...

پس اینها همه اسمش زندگیستدلتنگی ها،،دلخوشی ها،،ثانیه ها دقیق...

پس این ها همه اسمش زندگی است دلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها ...

نیلگون مارمارا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط