{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
من از هجوم هجاهای عشق می ترسم
امید بی ثمری خانه در دلم کرده ست
به دشت و باغ و بیابان
به برگ برگِ درختان
و روح سبز گیاهان
گر از کمند تو دل رست
دوباره آورم ایمان
که عشق بیهوده ست!
حمیدمصدق
دیدگاه ها (۲)

مرا بگذاربه خویشتن بگذارمن و تلاطم دریاتو و صلابت سنگمن و شک...

همین بهانه که نامت بهار کافی‌ست شناسنامه‌ام را با عشق به تو ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟به در و دشت و دمن؟یا به باغ و گل ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط