تو گل شادابی

تو گل شادابی

به ره باد مرو

غاقل از باغ نشو

ای گل صد پر من

با تو در پرده سخن میگویم

هر گلی چیده شود

دو سه روز دگر افسرده شود

گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر شاخ

کس نگیرد ز گل مرده سراف
دیدگاه ها (۳)

امروز کسی محرم اسرار کسی نیستما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیس...

شکسته بغض توام گریه در گلو پاییز تو از کدام دیاری به من بگو،...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کان شاهد بازاری وان پرده ن...

دخترم " خواهرم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو ...

دخترم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو با قامت چو...

دخترم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو با قامت چو...

دخترم با تو سخن مےگویمزندگے درنگہم گلزاريست ‏و تو با قامت چو...

ز پرده گر بدر اید نگار پرده نشینم چون اشک از نظر افتد نگارخا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط