{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در احوال سواحل اشترآباد...

در احوال سواحل اشترآباد...
برو جلو.
،
+چندتا ماهی گرفتی؟
-همین پنج‌شیش‌تا.
+چرا بیشتر نگرفتی؟
-خب، همین کافی بود.
+پس باقی روز رو چی‌کار می‌کنی؟
-می‌گردم، با بچه‌ها بازی‌می‌کنم و خلاصه یک‌جوری می‌گذره.
+عه! ولی تو اگه بیشتر ماهی بگیری، می‌تونی شروع به فروش کنی. بعد قایق و کارگر می‌گیری و همینطور ماهی بیشتر و بیشتر.
-خب، بعد؟
+اونوقت می‌تونی مستقیم یه تجارت ماهی راه بندازی، بعدشم با درآمدت میری داخل یک شهر بزرگ‌تر و سراغ کار‌های پردرآمدتر.
-و این چقدر طول می‌کشه؟
+هوم... شاید یه ده، بیست سالی طول کشید.
-و بعد این سال‌ها؟
+بعدش دیگه یه تاجر درست و حسابی شدی! یعنی همینطور داری پول پارو می‌کنی، همینطور بیشتر و بیشتر.
-چه جالب! بعدش چی می‌شه؟
+بعدش که تا چندین و چند سال پول جمع کردی و بازنشسته شدی، برمی‌گردی به یه شهر کوچیکی مثل همین‌جا. اون‌وقت می‌تونی هروقت دلت خواست ماهی بگیری. با بچه‌ها بازی کنی و از این کارا خلاصه.
-هوم... ولی می‌گم...
+چی؟
-من‌که الآنم دارم همین‌ کارا رو می‌کنم!
،
یادم میاد، یه مرغ دریایی به پسرش گفت: تمرین پرواز بد نیست، ولی برات نون و آب نمی‌شه. فراموش نکن که مقصود از پرواز، فقط پیدا کردن غذاست.
آذرباد به نشانه‌ی رضایت سرش رو تکون داد؛ ولی نمی‌تونست خودشو راضی کنه: این زندگی چقدر بیهوده است...
-پرنده‌ای به نام آذرباد؛ ریچارد باخ.
،
برای اون‌ها شاید مبهم باشه، ولی فکر کنم همه‌ی ما به خوبی یاد گرفته باشیم که منظور از پرواز، فقط رسیدن به غذا نیست.
،
🔷️🔸️#فلسفه_زندگی
✅#سانیو_نقاش
✅ اینستا: Sanyu__m
،
،
،
#اشترآباد #نقاشی #نقاشی_من #طراحی #هنر #هنرمند #دریا #ساحل
#art #arts #artwork #artist #draw #drawing #drawings #drawingsketch #sketch #sketchart #sketching #sketchdrawing #doodle #doodleart #ship #sea #beach #artoftheday #illustration #illustrator
دیدگاه ها (۶)

💜: وی، درس مورد علاقه‌ات چی بود؟🐯: هنر 🎨هوم... بین کره‌ای، ا...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

استی: فلیکس، کدوم برات دست‌یافتنی‌تره؟۱. رسیدن به چلنجر*یا۲....

دیشب تهیونگ اومد ویورس و یه عالمه با آرمی ها حرف زد (هزارتا ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹²ویو: ویکتوربعد از رفتن ات، دوبار...

پارت ۲۰عصر بود. رزا لباس‌هاش رو توی کمد مرتب می‌کرد که صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط