سناریو
وقتی ا.ت ازش میخواد موهاش رو خشک کنه...
نامجون ا.ت بعد از حمام با حوله روی شونههاش از حمام بیرون اومد.
«نامجون... میشه موهامو خشک کنی؟»
نامجون لبخند زد و سشوار رو برداشت. «البته.»
وقتی آروم موهاش رو خشک میکرد، گفت: «موهات خیلی گره خورده.»
ا.ت خندید. «تقصیر خودته، گفتی عجله کن.»
نامجون با خنده جواب داد: «باشه، تقصیر من. حالا آروم میشونم.»
آخر کار هم موهاشو مرتب کرد و گفت: «تموم شد... خیلی قشنگ شدی.»
جین ا.ت سشوار رو جلوی جین گرفت.
«لطفاً تو خشک کن، خودم خسته شدم.»
جین با ذوق گفت: «با کمال میل!»
چند دقیقه بعد، با دقت موهاش رو خشک میکرد.
ا.ت با خنده گفت: «اینقدر جدی شدی انگار آرایشگری.»
جین شونهای بالا انداخت. «برای خانومم باید بهترین باشم.»
یونگی ا.ت روی تخت نشست و گفت:
«یونگی... میشه کمکم کنی؟»
یونگی بدون حرف اضافه سشوار رو برداشت و پشت سرش ایستاد.
ا.ت آروم گفت: «ببخشید، باز زحمتت دادم.»
یونگی لبخند محوی زد. «این که زحمت نیست.»
چند دقیقه بعد، وقتی کارش تموم شد، آروم موهاش رو پشت گوشش گذاشت.
«دیگه آمادهای.»
ا.ت سشوار رو به سمت جیهوپ گرفت.
«امروز نوبت توئه.»
جیهوپ با خنده گفت: «باشه، ولی اگه مدلش خراب شد، تقصیر خودت!»
ا.ت خندید. «فقط خشکش کن، آرایشگاه نمیخوام.»
جیهوپ موقع خشک کردن مدام شوخی میکرد تا ا.ت بخنده.
آخرش با افتخار گفت: «دیدی؟ بد هم نشد!»
جیمین ا.ت آروم صداش زد.
«جیمین...»
«جانم؟»
«موهام هنوز خیسه... میشه خشکشون کنی؟»
جیمین لبخند زد. «حتماً.»
خیلی آروم سشوار رو روی موهاش گرفت تا اذیت نشه.
ا.ت با لبخند گفت: «چقدر آروم انجامش میدی...»
جیمین جواب داد: «نمیخوام حتی یه تار موهات هم آسیب ببینه.»
تهیونگ ا.ت با موهای خیس جلوی تهیونگ ایستاد.
«فکر کنم خودم تنبل شدم.»
تهیونگ خندید. «نه... فقط دوست داری من لوسِت کنم.»
ا.ت شیطنتآمیز گفت: «شاید...»
تهیونگ سشوار رو روشن کرد و گفت: «قبول، امروز آرایشگر اختصاصیت منم.»
وقتی کارش تموم شد، موهاش رو به هم ریخت و گفت: «همین شکلی از همه قشنگتری.»
جونگکوک ا.ت با موهای خیس کنار جونگکوک نشست.
«کوکی... میشه موهامو خشک کنی؟»
جونگکوک لبخند زد. «حتماً، بیا اینجا.»
ا.ت نشست و چشمهاش رو بست.
«فقط مواظب باش موهامو نکشی.»
جونگکوک با خنده گفت: «مگه من اینقدر بیدستم؟»
«دفعهی قبل یه کم کشیدی!»
جونگکوک با خجالت خندید. «باشه، این بار خیلی آروم انجامش میدم.»
چند دقیقه بعد سشوار رو خاموش کرد و با دست، موهای ا.ت رو مرتب کرد.
«تموم شد.»
ا.ت لبخند زد و گفت: «مرسی... از این به بعد همیشه تو موهامو خشک کن.»
جونگکوک با خنده جواب داد: «با کمال میل، هر روز هم باشه قبول میکنم.»
#نامجون #جین #سوکجین #یونگی #شوگا #جیمین #جیهوپ #هوسوک#تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #سناریو #وانشات #تکپارتی #بی_تی_اس#namjoon #jin #suga #jhope #jimin #text #teahyung #jungkook #bt
نامجون ا.ت بعد از حمام با حوله روی شونههاش از حمام بیرون اومد.
«نامجون... میشه موهامو خشک کنی؟»
نامجون لبخند زد و سشوار رو برداشت. «البته.»
وقتی آروم موهاش رو خشک میکرد، گفت: «موهات خیلی گره خورده.»
ا.ت خندید. «تقصیر خودته، گفتی عجله کن.»
نامجون با خنده جواب داد: «باشه، تقصیر من. حالا آروم میشونم.»
آخر کار هم موهاشو مرتب کرد و گفت: «تموم شد... خیلی قشنگ شدی.»
جین ا.ت سشوار رو جلوی جین گرفت.
«لطفاً تو خشک کن، خودم خسته شدم.»
جین با ذوق گفت: «با کمال میل!»
چند دقیقه بعد، با دقت موهاش رو خشک میکرد.
ا.ت با خنده گفت: «اینقدر جدی شدی انگار آرایشگری.»
جین شونهای بالا انداخت. «برای خانومم باید بهترین باشم.»
یونگی ا.ت روی تخت نشست و گفت:
«یونگی... میشه کمکم کنی؟»
یونگی بدون حرف اضافه سشوار رو برداشت و پشت سرش ایستاد.
ا.ت آروم گفت: «ببخشید، باز زحمتت دادم.»
یونگی لبخند محوی زد. «این که زحمت نیست.»
چند دقیقه بعد، وقتی کارش تموم شد، آروم موهاش رو پشت گوشش گذاشت.
«دیگه آمادهای.»
ا.ت سشوار رو به سمت جیهوپ گرفت.
«امروز نوبت توئه.»
جیهوپ با خنده گفت: «باشه، ولی اگه مدلش خراب شد، تقصیر خودت!»
ا.ت خندید. «فقط خشکش کن، آرایشگاه نمیخوام.»
جیهوپ موقع خشک کردن مدام شوخی میکرد تا ا.ت بخنده.
آخرش با افتخار گفت: «دیدی؟ بد هم نشد!»
جیمین ا.ت آروم صداش زد.
«جیمین...»
«جانم؟»
«موهام هنوز خیسه... میشه خشکشون کنی؟»
جیمین لبخند زد. «حتماً.»
خیلی آروم سشوار رو روی موهاش گرفت تا اذیت نشه.
ا.ت با لبخند گفت: «چقدر آروم انجامش میدی...»
جیمین جواب داد: «نمیخوام حتی یه تار موهات هم آسیب ببینه.»
تهیونگ ا.ت با موهای خیس جلوی تهیونگ ایستاد.
«فکر کنم خودم تنبل شدم.»
تهیونگ خندید. «نه... فقط دوست داری من لوسِت کنم.»
ا.ت شیطنتآمیز گفت: «شاید...»
تهیونگ سشوار رو روشن کرد و گفت: «قبول، امروز آرایشگر اختصاصیت منم.»
وقتی کارش تموم شد، موهاش رو به هم ریخت و گفت: «همین شکلی از همه قشنگتری.»
جونگکوک ا.ت با موهای خیس کنار جونگکوک نشست.
«کوکی... میشه موهامو خشک کنی؟»
جونگکوک لبخند زد. «حتماً، بیا اینجا.»
ا.ت نشست و چشمهاش رو بست.
«فقط مواظب باش موهامو نکشی.»
جونگکوک با خنده گفت: «مگه من اینقدر بیدستم؟»
«دفعهی قبل یه کم کشیدی!»
جونگکوک با خجالت خندید. «باشه، این بار خیلی آروم انجامش میدم.»
چند دقیقه بعد سشوار رو خاموش کرد و با دست، موهای ا.ت رو مرتب کرد.
«تموم شد.»
ا.ت لبخند زد و گفت: «مرسی... از این به بعد همیشه تو موهامو خشک کن.»
جونگکوک با خنده جواب داد: «با کمال میل، هر روز هم باشه قبول میکنم.»
#نامجون #جین #سوکجین #یونگی #شوگا #جیمین #جیهوپ #هوسوک#تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #سناریو #وانشات #تکپارتی #بی_تی_اس#namjoon #jin #suga #jhope #jimin #text #teahyung #jungkook #bt
- ۲۵.۷k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط