🍒🌱با تو دیشب تا کجا رفتم

🍒🌱با تو دیشب تا کجا رفتم
تا خدا وآن سوی صحرای خدا رفتم
من نمی‌گویم ملایک بال در بالم شنا کردند
من نمی‌گویم که باران طلا آمد
لیک ای عطر سبز سایه پرورده
ای پری که باد می بردت
از چمنزار حریر پر گل پرده
تا حریم سایه‌های سبز
تا بهار سبزه‌های عطر
تا دیاری که غریبیهاش می‌آمد به چشمم آشنا، رفتم.

پا به پای تو که می‌بردی مرا با خویش
همچنان کز خویش و بی خویشی
در رکاب تو که می‌رفتی🌱🍒


#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۰)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

007-پنهان در مه - پارت ۶۹

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

.با تو دیشب تا کجا رفتم!تا خدا، وآن‌سوی صحرای خدا رفتممن نمی...

با تو دیشب تا کجا رفتم!تا خدا، وآن‌سوی صحرای خدا رفتممن نمی ...

با تو دیشب تا کجا رفتم!تا خدا، وآن‌سوی صحرای خدا رفتممن نمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط