{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مدتی است ابر بهارم برای تو

من مدتی است ابر بهارم برای تو
باید ولم کنند ببارم برای تو

این روزها پر از هیجان تغزلم
چیزی به جز ترانه ندارم برای تو

جان من است و جان تو امروز حاضرم
این را به پای آن بگذارم برای تو

از حد دوست دارمت اعداد عاجزند
اصلاً نمی شود بشمارم برای تو

این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت
دریا نداشت دل بسپارم برای تو

من ماهی ام ، تو آب ! تو ماهی ، من آفتاب
یاری برای من ، تو و یارم ، برای تو

با آن صدای ناز برایم غزل بخوان
تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو




مهدی فرجی
دیدگاه ها (۷)

مگر چند نفر توانسته اندسر روی شانه های تو بگذارندو از آنهامگ...

میشوم سرباز ِ عشقت، بی بی ِ دل! لب بدهتا نخورده برگ ِ نامم م...

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبریز می‌...

ﻓﺎﻝ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ... ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻧﯿﺖ ﮐﻨﯽ؟می شود ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﺍﺣﺴﺎﺱ...

من مدتی است ابر بهارم برای تو باید ولم کنند ببارم برای تو ای...

من مدتی ست ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تو...!ا...

من مدتی ست ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تواین ر...

من مدتی است ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تواین ...

من مدتی ست ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تواین ر...

من مدتی ست ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تو این ...

من مدتی ست ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تواین ر...

من مدتی ست ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تو این ...

من مدتی است ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تو این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط