{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی د

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشتید که صبح ها همه را ازخواب بیدار میکرد چه کارش کردید
گفت: سرش را بریدیم.
همسایه ها همه شاکی بودند ومی گفتند:
خروس شما ما راصبح ازخواب بیدار می کند.
آنجا بود که فهمیدم هرکه مردم را ازخواب بیدار کند سرش باید بریده شود
شادروان دکترکاتوزیان"
دیدگاه ها (۶)

ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﯼﭘﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼﺑﻨﺪ ﺑﻨﺪ ﺩﻟﺖﺑﻨﺪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﭘﺎ …

تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای ...

خدایابه امید آمده ام ، خانه خرابم نکنی.. همه کردند جوابم، تو...

ﮐـــﺎﺵ ﻣــــﻦ ﻫــــﻢ ﮐـــﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺷــــﺘــــﻢ . . .ﮐـــﻪ ﺑ...

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم:خروسی داشتی...

چندی قبل مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشتید...

.به نام خدا.حکایت زیبا از دکتر کاتوزیان .(پدر علم حقوق ایران...

به نام خدا.حکایت زیبا از دکتر کاتوزیان .(پدر علم حقوق ایران)...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر کاتوزیانچندی قبل که مهمان یکی از آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط