{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم
به او گفتم:
خروسی داشتید که صبح ها همه را از خاب بیدار میکرد
چه مارش کردید؟
گفت:
سرش را بریدیم !!
همسایه ها همه شاکی بودند و می گفتند:
خروس شما ما را صبح ها از خواب بیدار می کند ...
آنجا بود که فهمیدم هر کس مردم را بیدار کند
باید سرش بریده شود !
در روزگاری که همه از مرغ حرف میزنند ...
کسی از خروس نمی گوید...
زیرا
همه به فکر سیر شدن هستند
نه
بیدار شدن
دیدگاه ها (۹)

p13صبح روز بعد، هنوز هوا تاریک بود.عمارت در سکوت فرو رفته بو...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

مرد بی رحم

فاصله یک لبخند تا جنون

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از اشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط