{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن سوی دلتنگی ها خداست

آن سوی دلتنگی ها خداست
زمانی دلم انقدر گرفت و گرفت که نتوانستم بازش کنم !
دلتنگی هایم راه خود را از چشمانم یافتند
نمیدانم چطور بود که صدایت را شنیدم اما
امدم دینم را ادا کنم



هر کس این پست را خواند بداند مرهم همه ی دردها خداست
البته همه میدانند، آخر آن جمله ای کلیشه ایست. ..
اما کم پیدا میشود کسی که باورش کند



من اما شبی، عجیب انرا دیدم
من صدایش را شنیدم
و عاشقانه منتظر تکرار دوباره اش هستم …
به هر قیمتی …
دیدگاه ها (۱)

آن سوی #دلتنگی ها خداست...زمانی #دلم آنقدر گرفت و گرفت که نت...

ادبیات """""""""""داستان کوتاهداستان کوتاه: نوشته‌ی خداوند «...

سلام نامهربان ترین مهربانسلام پاییزی ترین آشنای غریبهحالت چط...

اخبار حوادث:کابوس های 7 ساله دختری که کور شدروزنامه ایران: 7...

##فنجانی_چای_باخداقسمت چهل هفتمنمیدانم به لطف مسکنهای سنگینِ...

✨ #ماجرا | از چیزی نمی‌ترسیدم💌 برش‌هایی از زندگی‌نامه خودنوش...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتادو سوموارد ماه محرم شده بودیم و عر...

کی گفته شراب حرامه؟!🤔.بیدار علی باشکه خوابت نبرد...#فقط_حیدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط