{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن سوی #دلتنگی ها خداست...

آن سوی #دلتنگی ها خداست...
زمانی #دلم آنقدر گرفت و گرفت که نتوانستم بازش کنم!
دلتنگی هایم راه خود را از چشمانم یافتند
نمیدانم چطور بود که صدایت را شنیدم اما
آمدم دینم را ادا کنم
هر کس این پست را خواند بداند مرهم همه ی دردها خداست...
البته همه میدانند...اخر آن جمله ای کلیشه ایست...
اما کم پیدا میشود کسی که باورش کند...
من اما شبی،عجیب آنرا دیدم...
من صدایش را شنیدم...
و #عاشقانه منتظر تکرار دوباره اش هستم...
              "به هر قیمتی
دیدگاه ها (۱)

آن سوی دلتنگی ها خداستزمانی دلم انقدر گرفت و گرفت که نتوانست...

ادبیات """""""""""داستان کوتاهداستان کوتاه: نوشته‌ی خداوند «...

سلام نامهربان ترین مهربانسلام پاییزی ترین آشنای غریبهحالت چط...

اخبار حوادث:کابوس های 7 ساله دختری که کور شدروزنامه ایران: 7...

##فنجانی_چای_باخداقسمت چهل هفتمنمیدانم به لطف مسکنهای سنگینِ...

✨ #ماجرا | از چیزی نمی‌ترسیدم💌 برش‌هایی از زندگی‌نامه خودنوش...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتادو سوموارد ماه محرم شده بودیم و عر...

#گاهی باید زاویه دیدمانرا عوض کنیم😳🤔 !

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط