در روزگـارِ قحطی پرواز

در روزگـارِ قحطی پرواز
گاهی عطر شهادت
در کوچه پس کوچه های شهر می پیچد
فدائیــــان زینب
یکی پس از دیگــری،
جام شهادت را از دست مولایشان مینوشند
و نگـاهم بر قافله‌ی شهدا، خیره مانده
کـه چه آرام آرام از مقابلم میگذرند!
و من چه حیرانم در این کوچه ی سرگردانی...
کـــاش میشــد راهـی فرات و شد
وضو گرفت
بهـر شهادت...
دیدگاه ها (۲)

بـِسـم ِ ربـــــِّـ "الشــُّـهـدا ءِ " و الصِّـدیقیندر روزگـ...

در روزگـارِ قحطے پـــــروازگاهے عطر شـــــهادتدر ڪوچه پس ڪوچ...

در روزگـارِ قحطے پـــــروازگاهے عطر شـــــهادتدر ڪوچه پس ڪوچ...

در روزگـارِ قحطے پـــــروازگاهے عطر شـــــهادتدر ڪوچه پس ڪوچ...

در روزگار قحطی پرواز، 🕊گاهی عطر شهادت در کوچه پس کوچه‌هایشهر...

#شعر_را_ازدست_ندهید..عاشق شدیم ،‌ عاشق و حیران ما شدندقومی ا...

امان از دل زینب👇 کم کم صدای قافله دارد می ایداز این طرف هم ...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت سحر بود و غم و...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت  سحر بود و غم و...

با امیدی گرم و شادی بخشبا نگاهی مست و رویاییدخترک افسانه می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط