در روزگار قحط پرواز

در روزگـارِ قحطے پـــــرواز
گاهے عطر شـــــهادت
در ڪوچه پس ڪوچه هاے شهر مے پیچد
فدائیــــان زیـــــنب
یڪے پس از دیگــرے،
جام شـــــهادت را از دست مولایشان
مے نوشند
و نگـاهم بر قافله‌ے شـــــهدا، خیره مانده
ڪـه چه آرام آرام از مقابلم مے گذرند!
و من چه حـــــیرانم در این ڪوچه ے سرگردانے... ڪـــاش میشــد راهـے فرات
شد و وضـــــو گرفت
بهـر شـــــهادت ...

شـــــهادت_نصیبتـــــون

سال_جدیدتون_شهدایی
دیدگاه ها (۲)

.

.

✍ "بنام مادر"پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد...!!!دا...

‌ @hizbollahsyberحزب الله سایبرفضل؛ مبلغ نامبارکی که شب عروس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط