{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانم

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانم
ای وای قیامت شد ، در روح و دل و جانم

در پیچ و خم زلفت ، هی گشتم و گم گشتم
سرگشته و مدهوش است ، پا تا سر و دستانم

در سلسله مویت ، کت بسته مرا بردند
صد داغ مرا کردند ، جسم و تن و درآنم

از شیرۀ لبهایت ، تا خوردم و من مردم
با گوشۀ چشمانت ، دردم بده درمانم

ای قامت بالایت ، سرو و سهی و سرور
از پا و سرت سرجمع ، می نه سر و چشمانم

ای روی فریبایت ، فرمانده و درمانده
دُر، مانده تماشایت کل عالم و حیرانم

من از خم ابرویت ، ویرانه و دیوانه
نامانده و کم مانده ، جانانه بیافشانم

زیبای ِ تماشایی ، ماه شب ِ یلدایی
پیمانه به پیمانه ، مستانه ترا خوانم
دیدگاه ها (۲۸)

میخوانمت... به طعم بوسه های باران بر حریر آبی عشق و نقش میزن...

با تو تنها با تو میگیرم قرار تازه ای تا قدم را می نهم بر روز...

با غم تنهایی ام،دیگر مدارا کرده ام...با خودم یک خلوت جانانه ...

می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟صبح زیبای مرا با غزل آغاز ک...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط