{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانم

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانم
ای وای قیامت شد ، در روح و دل و جانم

در پیچ و خم زلفت ، هی گشتم و گم گشتم
سرگشته و مدهوش است ، پا تا سر و دستانم

در سلسله مویت ، کت بسته مرا بردند
صد داغ مرا کردند ، جسم و تن و درآنم

از شیرۀ لبهایت ، تا خوردم و من مردم
با گوشۀ چشمانت ، دردم بده درمانم

ای قامت بالایت ، سرو و سهی و سرور
از پا و سرت سرجمع ، می نه سر و چشمانم

ای روی فریبایت ، فرمانده و درمانده
دُر، مانده تماشایت کل عالم و حیرانم

من از خم ابرویت ، ویرانه و دیوانه
نامانده و کم مانده ، جانانه بیافشانم

زیبای ِ تماشایی ، ماه شب ِ یلدایی
پیمانه به پیمانه ، مستانه ترا خوانم
دیدگاه ها (۳)

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

نسترن...با عطر موهایت،هوایی می شودیاسمن...سر درگم،این دلربای...

گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم بشکستم قسم و عاشق آن ناز شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط