{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانم

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانم
ای وای قیامت شد ، در روح و دل و جانم

در پیچ و خم زلفت ، هی گشتم و گم گشتم
سرگشته و مدهوش است ، پا تا سر و دستانم

در سلسله مویت ، کت بسته مرا بردند
صد داغ مرا کردند ، جسم و تن و درآنم

از شیرۀ لبهایت ، تا خوردم و من مردم
با گوشۀ چشمانت ، دردم بده درمانم

ای قامت بالایت ، سرو و سهی و سرور
از پا و سرت سرجمع ، می نه سر و چشمانم

ای روی فریبایت ، فرمانده و درمانده
دُر، مانده تماشایت کل عالم و حیرانم

من از خم ابرویت ، ویرانه و دیوانه
نامانده و کم مانده ، جانانه بیافشانم

زیبای ِ تماشایی ، ماه شب ِ یلدایی
پیمانه به پیمانه ، مستانه ترا خوانم
دیدگاه ها (۳)

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

الهی به مستان میخانه اتبه عقل آفرینان دیوانه اتبه مستان افتا...

بهزاد نجفی شاعر کرجی

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

عاشقانه

شاید کمی طولانی باشد ولی خیلی زیباست.یا علیاشک می‌بارید از چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط