پشیمونی

پارت۵
س.الو
ی.الو سروین عزیزم خوبی کجایی؟
س.یونگی توئی
ی.آره منم لطفا قطع نکن
س.برای چی قطع نکنم ها
ی.عزیزم من شرمندم باور کن پشیمونم غلط کردم
س.هه دیگه دیره تو بین من و لونا لونا رو انتخواب کردی
ی.نه نه من اونو انتخواب نکردم باور کن پشیمونم تازه فهمیدم حرفاش الکی بوده منو ببخش
س.آره حتما باید برم تا بفهمی اشتباه کردی آره تو حرف زنتو باور نکردی اونوقط حرف اون هرزه رو باور کردی الانم این حرفارو تحویلم میدی
ی.عشقم غلط کردم ببخشید متاسفم من وشتباه کردم
س.ولم کن برو پیش اون لونا جونت که باهاش به من خیانت کردی
ی.اشتباه میکنی عشقم من بهت خیانت نکردم
س.لخاطرش منو کتک زدی تحقیرم کردی بغلش کردی بوسیدیش طرف اونو گرفتی بعد خیانت نکردی؟
ی.تو مارو دیدی؟
س.مگه کور بودم که نبینم حالا هم برو پیش لونا جونت منم تنها بزار به قول خودت هرزم دیگه
ی.نه من اشتباه کردم من ترو دوست دارم ببخشید من از لونا متنفرم باور کن
س.نه تو دوستش داری ثابت کردی اشکال نداره منم میرم که دیگه منو نبینی و منم دیگه نمیخوام ببینمت آخرین دیدارمون توی دادگاهه
ی.دادگاه چی چی داری میگی*ترس نگران*
س.دادگاه طلاق ازت جدا میسم توهم به عشقت میرسی
ی.نه نه نه عشق من تویی من نمیخوام ازت جدا بشم من ترو آسون به دست نیاوردم که بخوام آسون از دستت بدم*گریه و ترس*
س.هه تو منو دوست داشتی این کارو نمیکردی مگه من آسون بدستت اوردم ها منم کلی سختی رو به جون خریدم بخاطر تو جلوی خانوادم وایسادم و باهاشون قطع ارطبات کردم اومدم به یه کشور غریب بخاطر ازدواج با تو کلی هیت گرفتم و بهم توهین شد اما تو اینطوری کردی
ی.عزیزم درسته منو ببخش خواهش میکنم من نمیتونم بدون تو زندگی کنم لطفا
س.دیگه دیره مدارکم کافیه پس طلاق میگیرم خداحافظ
ی. نه نه سروین نه*گریه*
(یونگی میافته زمین و میزنه زیر گریه)
ز.چیشد
ی.میخواد طلاق بگیره
ز.نگران نباش درست میشه
د. اما مدارکش کافیه پس میتونه طلاق بگیره عکساهم که فتوشاپ نیست حالا میدونی کجا رفته؟
ی.اون حتما رفته خونه مجردیش فقط اونجارو داره من نمیذارم طلاق بگیره باید برم دنبالش
پ.پسرم آروم باش الان نباید بری اون تا فردا احتمالا آروم شده الان بری عصبی میشه آشتی نمیکنه
ی.من نمیتونم حالم خیلی بده باید برم پیشش
م.بزار فردا الان دیر وقته شاید رفته خوابیده
ی.باشع فردا میرم
م.آفرین پسرم
ویو ادمین:
همه رفتن خوابیدن اما یونگی بیدار موند خوابش نمیبرد همش گریه میکرد یاد سروین میافتاد یاد اولین خاطراتشون آشناییشون ازدواج،حتی کارایی که امروز کرد یوتگی دوست داشت همیشه بخوابه اما عجیب بود که کل شب بیدار موند تا اینکه صبح شد و یونگی آماده شد بره
ی. صبح بخیر من میرم
پ.صبح بخیر کجا به این زودی؟
ی.میرم دنبال سروین باید راضیش کنم
م.آخه این موقع صبح
ی.آره باید برم دیگه نمیتونم طاقت بیارم
د.حداقل بیا صبحونتو بخور
ی.نه نمیخوام باید بدم
ز.اوکی مراقب خودت باش
ی.باسه خدافظ
همه.خداحافظ
ویو یونگی:
هر طوری شده باید برش گردونم من نمیخوام تزش جدا بشم اون تموم زندگیمه من اشتباه کردم اشتباهی که شابد باعث طلاقمون بشه رسیدم دم در خونه سروین رفتم در زدم در و باز کرد و بغلش کردم سریع
ویو سروین:
خیلی حالم بد بود کل شب بیدار بودم و داشتم به یونگی فکر میکردم من دیوانه بار عاشقش بودم اما اون بین منو لونا اونو انتخواب کرد پس ازش جدا میشم رفتم حموم و صبحونمو خوردم دیدم دارن زنگ میزنن رفتم در و باز کردم دیدم یونگیه سریع بغلم کرد
ی.سروین عشقم دلم برات تنگ شده بود
س.یونگی اینجا چیکار میکنی
ی.اومدم دنبالت عزیزم ببین من نمیذارم طلاق بگیری
س.چرا ها جرا نمیخوای کم دیروز زجرم دادی ولم کن دیگه
ی.نه من متاسفم خواهش میکنم منو ببخش من دوستت دارم
س.نه تو لونا رو دوست داری برو پیش اون
ی.نه باور کن من اونو دوست ندارم
س.اگه دوستش نداشتی بخاطر اون منو کتک نمیزدی اذیتم نمیکردی تحقیرم نمیکردی اونو بغل نمیکردی نمیبوسیدیش ولم کن
*یونگی جلوی سروین زانو میزنه*
(ببین عنتر پسرمو مجبور به چه کارایی میکنه)
س.چیکار میکنه*تعجب*
ی.سروین عزیزم ازت خواهش میکنم منو ببخش من اشتباه کردم من ترو دوست دارم تروخدا منو ترک نکن
س.یونگی خواهش میکنم بلند شو من دوست ندارم اینطوری ببینمت
ی.پس منو ببخش لطفا
(سروین یونگی رو بلند میکنه)
س.برو یونگی برو دیگه هم دنبالم نیا اگر دوستم داری تنهام بزار
ی.اما من نمیخوام من عاشقتم نمیخوام ترکت کنم
س.باید بکنی دیگه دیره از اینجا برو یونگی خداحافظ
(سروین از میره و یونگی هم مجبور میشه از خونه بره بیرون)

ادامه دارد....
بچه ها بشدت ازتون معذرت میخوام که دیر گذاشتم منو ببخشید راستش وقط نمیکنم چند دقیقه دیگه واستون پارت میذارم راستی یادتون نره من دیگه ادمین نیستم هانول صدام کنید خودمم خندم میگیره
دیدگاه ها (۳۵)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

عشق اشتباه

پارت ۲ مکنه لاین

سناریو درخواستی

𝑳𝒊𝒌𝒆 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍. Part15+هیون🥺ندارم نمیفهمی متوجه نمیشینمیخوامهیون...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

ادامه ی داستان اوسیم اگه پارت قبلی رو ندیدید لینکشو این زیر ...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان شوگا : نمیخوا...

امیدوارم جوابم رو بدی فری اسمت رو کامل نمیگم که بفهمن کی هست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط