جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان

جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان
شوگا : نمیخوام ...نمیخوام ....‌‌اون منو ترک کرد ولی من اونو ترک نمیکنممممم هق
تهیونگ : شوگا اون مرده بیخیالش شو
شوگا : نمیییخواااااممم
جیهوپ : شوگا بیا دیگه
( و به زور شوگا رو جمع و جور کردن و بردن خونش الکس بعد از شنیدن این حرف افسردگی گرفت یوری هم دیگه اصلا حال نداشتبعد از چند سال شوگا هم مافیاییی رو کنار گذاشته بود و حالا یه شرکت داشت روز تولد ات بود شوگا بعد از شیفت شرکتش به سمت قبر ات رفت و یه دسته گل خیلی بزرگ گذاشت رو قبر ات )
شوگا : ات دخترم معذرت میخوام بابت اون روز که با هات بد رفتار کردیم من رو ببخش امیدوارم منو بخشیده باشی من به خاطر اینکه دیگه خطری خانوادمون رو تهدید نکنه مافیایی رو کنار گذاشتم و الان یه شرکت دارم اومدم اینجا تا اینا رو بگم و بگم.....تولدت مبارک بهترین دختر زندگیم
.......‌‌‌‌‌..........پایااااااانننن...........‌‌‌‌‌.....
( میدونم اصلا پایان ها رو خوب نمینویسم.... معذرت میخوام)
دیدگاه ها (۰)

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

#میکاپ_آرتیست_من

ورق بزنید کپشن مهم!

Last leaves/رمان جیمین

جدایی

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

سناریو جونگکوک

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط