{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایت روزگارم را پریشان کرده است

چشمهایت روزگارم را پریشان کرده است
این عمارت را نگاهت سخت ویران کرده است

هرکسی با دیدنت ایمان خود را داده است
گیسوانت یک جهان را نامسلمان کرده است

محشری برپا نمودی ، بهر عشقت بس نبود
سیل عشاقی که حیران در بیابان کرده است

کوه هم باشی تو را نابود خواهد کرد ،عشق
بیستون را تیشه ی فرهاد نالان کرده است

بعد دیدار تو تفسیرش مشخص گشته است
آن تبارک ها که ، حق ، در وصف انسان کرده است

گرچه میخواهم که برگردم ولی انگار عشق
هرچه پل را پشت سر ازپیش ویران کرده است
دیدگاه ها (۱)

چشمهایت روزگارم را پریشان کرده استاین عمارت را نگاهت سخت ویر...

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده استاین عمارت را نگاهت...

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده استاین عمارت را نگاهت...

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده استاین عمارت را نگاهت...

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده استاین عمارت را نگاهت...

رها❤ خدایا جایی که دست من بهش نمی رسه خودت مراقبش باشجایی که...

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

رها🍂 اگر یک روز از من بپرسند یک نفر چقدر می تواند قوی باشدمی...

رها🍂 یک قرار پاییزی با تو می خواهمزیر آسمانی ابریمیان بوی خا...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط