{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده است

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده است

این عمارت را نگاهت سخت ویران کرده است

 

هر کسی با دیدنت ایم‍ــــان خود را داده است

گیسُوانت یک جهان را نامسلمان کرده است

 

محش‍ـری بر پا نمودی، بهرِ عشقت بس نبود

سیل عشاقی که حیران در بیابان کرده است؟

 

کوه هم باشی تو را نابود خواهد کرد عشق   !

بیستون را تیشه‌ی فره‍ــــاد نالان کرده است

 

بعد دیدار ت‍ـــــــو تفسیرش مشخص گشته است

آن تبارک ها که «وی» در وصف انسان کرده است

 

گرچه می‌خواهم که برگردم ولی انگار عش‍ــــق

هرچه پل را پشت سر از پیش ویران کرده است
دیدگاه ها (۱)

شب قدر است و قدر آن بدانیم ...نماز و جوشن و قرآن بخوانیم ......

اَلغَوثَ اَلغَوثَ خَلِّصْنا مِن النّارِِ یا رَبِّ ...التماس ...

منرازی را پنهان نکرده ام!قلبم کتابی است ...که خواندنش برای ت...

درد مرا شمعـــــــــی می فهمد …که برای دیدن یـــــــک چیز دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط