{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز عشقت سوختم ای جان کجایی

ز عشقت سوختم ای جان کجایی
بماندم بی سر و سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی
نه در جان، نه بُرون از جان، کجایی

ز پیداییِ خود، پنهان بماندی
چنین پیدا چنین پنهان کجایی

هزاران درد دارم لیک بی تو
ندارد دردِ من درمان کجایی

چو تو حیرانِ خود را دست گیری
ز پا افتاده‌ام حیران ،کجایی....
دیدگاه ها (۲)

‌ صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق ه...

هق هقم را شانه ی دیوار می فهمد فقطدرد لب های مرا، سیگار می ف...

بوی عطری می رسد از دور ، می گویم توییقاصدک می رقصد و پرشور ،...

دوست دارم با تو باشم عیب این خواهش کجاست؟باتو بودن، شعر خوان...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

۸۰ لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرpart : 2تصویر عکس سیاه و سفید بود ...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

۷۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۲۰ نشرpart : 5@ معذرت میخوام ، باید برای...

ز عشقت سوختم ای جان کجاییبماندم بی سر و سامان کجایینه جانی و...

ز عشقت سوختم ای جان کجاییبماندم بی سر و سامان کجایینه جانی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط