{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردم

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردم
او خیره به من زل زد من نیز تکان خوردم

بین خودمان باشد دل محونگاهش شد
تا خواست بجنبد دل افتاده به دامش شد

بین خودمان باشد آبم شد و نانم شد
مثل خوره ام میخورد غارتگر جانم شد

بین خودمان باشد باهم به سفر رفتیم
هی این ور و هی آن ور کارون و خزر رفتیم

بین خودمان باشد او راز و نیازم شد
هنگام عبادت او مقصود نمازم شد

بین خودمان باشد از روی دلم رد شد
آن روز که اومیرفت انگار هوا بد شد

باران خزان آن روز بر پنجره ها میکوفت
غم بود در آهنگش انگار دلش میسوخت

بین خودمان باشد میگفت که مجبورم
میگفت دلم تنگ است وقتی زتو مهجورم

بین خودمان باشد....
دیدگاه ها (۷)

ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗﻢ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡﺑﯽ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﮐﻨﺞ ﭘﺴﺘﻮﻫﺎﯼ ﻏﻢ ﯾﺦ...

ای عشق ! نگهت مستیِ صد جامِ شراب استعمرم ، پیِ نوشیدنِ این ب...

ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﻡ ﺳﺎﻗﯽﺗﻮ ﻫﻢ بشکن ﺳﺮ ﺧُﻢ ﺭﺍﺑﺰﻥ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺠﺎﻡ ﻣﯽﮐﻪ ﺑﺸﮑ...

ای کاش شبم فهم سحـر داشته باشدغم از دل من قصد سفـر داشته باش...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زُل زد من نیز...

عاشقانه های شبنم

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد...

🍁بین خودمان باشد عاشق که شدم مردم🍁

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد از روی دلم رد شد آن روز که اومیرفت انگار هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط