Who are you?

Part ¹
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌· · ───────────── · · 
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

صبح تکراری
شب تکراری
همچی تکراری ..)
من آدمی بودم که که همیشه خوشحال و سر حال زندگی می‌کرد یاد بچگیام بخیر فقط با پسر خالم بازی می‌کردم
هنوز روز های که با هم سر کردیم رو مو به مو یادمه
از اون روزی که دوستم بهم گف دوست داری با کی ازدواج کنی و منم تو رو گفتم
تو شخصی بودی که از همون لحظه تا الان بیشتر از خودم دوست داشتم
ولی تو درکم نکردی ...)
وقتی توی چت مدام دنبال بهونه میگشتم که باهات حرف بزنم
و وقتی بهت غیر مستقیم گفتم دوست دارم بهم محل ندادی بهم گفتی : چت شده چی زدی ؟
و تا وقتی فهمیدم دختر بازی
وقتی من در وابستگی تو میسوختم تو داشتی با یکی دیگه خوشحالی میکردی
هر شب بخاطر تو لعنتی اشک ریختم
طوری که با حالت بدی به مدرسه میرفتم
روز هام متلاشی شد ولی تو نفهمیدی!!!
تا جایی که دوست دخترتو تو مدرسه دیدم دلم شکست صداشو شنیدم ولی الان یک ساله که دیگه بهت اهمیت نمیدم
به همین راحتیا نبود ..
زجر کشیدم تا بتونم فراموشت کنم
همیشه میتونی کسی که دوسش داشتی رو به فراموشی بسپری ولی  همیشه زخمش رو دلت میمونه
تصمیممو گرفتم که بهت فکر نکنم و فقط به سمت جلو برم
درس خوندم
بدن و هیکل خودمو ساختم
از همه زدم جلو
تا فقط بتونم لحظه ای لبخندی از ته دل به لبام بیاد 

●●●

تو کلاس همه مسخرم میکردن حالا من بودمو کلی بچه ی تخس و نفهم
البته هر چی میگفتن به تخمم نمیگرفتم
من فقط یه کله درس میخوندم
شاگرد اول کلاس و مدرسه بودم همیشه
مینهو: هه دختری زشت و بیریختو نگا شبیه نوشته ای که خودشو بزور میخواد بکنه داخل کتاب
دخترا همه زدن زیر خنده
بی تفاوت به همشون پامو گذاشتم رو پام و مشغول خوندن شدم
سر کلاس یهو آقای کیم اومد ۰
همه سریع سر جاهاشون نشستن
آقای کیم: سلام من استاد جدیدتون هستم آقای کیم یوهان
آقای کیم: قبل از اینکه کلاسو شروع کنیم میخوام دانش جویی که تازه به جمعمون اضافه شده رو معرفی کنم
با تصویر از اون پسر تمام دنیا رو سرم خراب شد اون خوده خودش بود ...
جونگکوک جلو اومد و تعظیم کرد
آقای کیم: ایشون آقای جئون جونگکوک هستن
جونگکوک: سلام امید وارم همکار و دوستای خوبی واسه هم باشیم
اینو گفت و روی صندلی که استاد نشون داد نشست
صندلی فاکرش دقیقا بغل من بود
جونگکوک که این همه سال دختر خاله اش رو ندیده بود اونو اونجا ندید
آقای کیم: لطفا کتاب هاتون رو در بیارید
همه درآوردن بعد از چند ساعت کسل کننده کلاس تموم شد
حالم بد بود دوباره اون خاطره های فاکی تو ذهنم اومد لعنت بهت جونگکوک که باعث این همه رنج عذاب منی
معلم از کلاس خارج شد
پسر قلدر کلاس از بغلم رد شد و محکم پاشو بهم زد
من: هووو چتههه
فیلیکس: پاتو جمع کن اونجوریم منو نگا نکنا
من: هر جور دوست دارم نگا میکنم و اگه یه بار دیگه پاتو به پام بزنی جفت پاهاتو قلم میکنم که یادت باشه طرف مقابلت کیه
ازش رد شدم و محکم شونم کوبوندم به شونش
پامو از در بیرون گذاشتم که یقم کشیده شد
فیلیکس: دختره ی هرزه فکر کردی داری با کی صحبت میکنی من همین الان میتونم بزن دندوناتو خورد کنم !!!!
محکم دستشو چرخوندم و با زانو به جای حساسش کوبیدم ( پایین تنش )
از درد به خودش چنان پیچید که افتاد زمین
بچها جمع شده بودن دورمون...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌· · ───────────── · ·

                
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

#عشق در نگاه او part 2خلاصه بعد چند دقیقه سوزا اومد و بهم زن...

اگه برات غیرتی میشهاگه وقتی میخندهاز خندش خندت می گیرهاگه با...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

وقتی استادت بودP:2ویو ا.ت:+نیس..._اهمممبرگشتم دیدم کوکه و با...

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

پارت 3

سلااااااااممم

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط