فقط فروغ فرخزاد می‌تونست تا این حد زندگی رو درک کنه و چنی

فقط فروغ فرخزاد می‌تونست تا این حد زندگی رو درک کنه و چنین چیزی بنویسه :

من همیشه دوستدار یک زندگی عجیب و پرحادثه بودم. شاید خنده‌ات بگیرد اگر بگویم من دلم میخواهد پیاده دور دنیا بگردم. من دلم میخواهد توی خیابان‌ مثل بچه‌ها برقصم، بخندم، فریاد بزنم. من دلم میخواهد کاری کنم که نقض قانون باشد. شاید بگویی طبیعت متمایل به گناهی دارم ولی اینطور نیست، من از اینکه کاری عجیب بکنم لذت می‌برم. من دلم می‌خواهد این لفظ باید از زندگی دور شود.  «باید این کار را بکنی، باید اینطور لباس بپوشی، باید اینطور راه رفت، باید اینطور حرف زد، باید اینطور خندید...» آه همه‌اش باید همه‌اش سلب آزادی و محدودیت. چرا باید؟ می‌دانم که به من جواب خواهند داد زیرا قوانین اجتماع اجازه نمی‌دهد طور دیگری رفتار کنی. اگر بخواهی برخلاف دیگران رفتار کنی دیوانه و احیانا جلف و سبک‌سر خطاب خواهی شد. من نمی‌فهمم این قوانین را چه کسی وضع کرده؟ کدام دیوانه‌ای بشر را به این زندگی تلخ و پر از رنج محکوم کرده ؟

@rasta_3831
دیدگاه ها (۰)

همسرداری یه سؤال عجیب از همسرتون بپرسید. اگه قرار بود منو بر...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

#نامه‌های_بهشتی🔸شهید ساعتیان سه نامه برای فرزندش نوشته؛ و تو...

خلاصه:همه‌چیز از یک مدرسه شروع شد؛ مدرسه‌ای که پشت ظاهر باشک...

عاشقانه های شبنم درکنارکارزیبای خواهر خوبم

درباره مغاطه‌هاب عجیب جناب رسایی!▪️این لجن پراکنی علیه حکم ق...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :حتی ظهورِ نظم و نیز کن...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط