چندشاتی شوگا
چندشاتی شوگا
part 1
موضوع:خب من بگم لطفاااا اینو بنویس وقتی عضو هشتمی باهاش دعوا میکنی بعد تو باشگاه انقدر تمرین میکنی دست و اینا زخمه بعد یه آهنگ هم میخونی که توش یه تیکه بهش میندازی که مثلا جمع کن برو اگه انقدر بدم یا همهچی یهطرفهاس از دیدگاه تو خودت قاضی باش و تصمیم با تو بعد اونم یه آهنگ میخونه برات ولی باهات آشتی میکنه ممنوننننننننن
با اشک از خونه خارج شد...
همینطور اشکمیریخت...
سوارماشین شد و بهسمت باشگاه رفت..تنها جایی کهمیتونست حرص و عصبانیتش رو خالی کنه
وارد باشگاه شد...
روبه روی کیسه بوکسوایساد، بدون استفاده از دستکش، شروع کرد به مشت زدن...
دستاش زخمی بود...
خون از دستاش ریخت
از درد نمیدونست چیکار کنه...
به سمت خونه خودش رفت و روی تخت دراز کشید.
اشکاش ریخت...
نمیدونست چیکارکنه...
حرصش گرفته بود، گوشیش رو برداشت و به کمپانی زد زد
+الو... من فردا میام یه آهنگجدید بخونم، ۲ روزه باید بدم بیرون...
.....
+ساعت ۸ اونجام خدافظ
برگه رو برداشت و شروع کرد به نوشتن متن آهنگ
متن آهنگ☆
هر وقت بهت فکر میکنم.. حس میکنم با یه سنگصحبتمیکنم...
چرا..؟
چونهمیشه باهامسردی... همیشه زمانی که باهات صحبتمیکنم سردی..
اگر این عشق لعنتی یه طرفه هست..
خسته شدماز دستت...
جمع کن برو از این خونه...
حتی نمیخوام ببینمت...
کس دیگه ای رو دوست داری برو..
دستتو نبستم... عاشقم نیستی..
از چشمات معلومه
part 1
موضوع:خب من بگم لطفاااا اینو بنویس وقتی عضو هشتمی باهاش دعوا میکنی بعد تو باشگاه انقدر تمرین میکنی دست و اینا زخمه بعد یه آهنگ هم میخونی که توش یه تیکه بهش میندازی که مثلا جمع کن برو اگه انقدر بدم یا همهچی یهطرفهاس از دیدگاه تو خودت قاضی باش و تصمیم با تو بعد اونم یه آهنگ میخونه برات ولی باهات آشتی میکنه ممنوننننننننن
با اشک از خونه خارج شد...
همینطور اشکمیریخت...
سوارماشین شد و بهسمت باشگاه رفت..تنها جایی کهمیتونست حرص و عصبانیتش رو خالی کنه
وارد باشگاه شد...
روبه روی کیسه بوکسوایساد، بدون استفاده از دستکش، شروع کرد به مشت زدن...
دستاش زخمی بود...
خون از دستاش ریخت
از درد نمیدونست چیکار کنه...
به سمت خونه خودش رفت و روی تخت دراز کشید.
اشکاش ریخت...
نمیدونست چیکارکنه...
حرصش گرفته بود، گوشیش رو برداشت و به کمپانی زد زد
+الو... من فردا میام یه آهنگجدید بخونم، ۲ روزه باید بدم بیرون...
.....
+ساعت ۸ اونجام خدافظ
برگه رو برداشت و شروع کرد به نوشتن متن آهنگ
متن آهنگ☆
هر وقت بهت فکر میکنم.. حس میکنم با یه سنگصحبتمیکنم...
چرا..؟
چونهمیشه باهامسردی... همیشه زمانی که باهات صحبتمیکنم سردی..
اگر این عشق لعنتی یه طرفه هست..
خسته شدماز دستت...
جمع کن برو از این خونه...
حتی نمیخوام ببینمت...
کس دیگه ای رو دوست داری برو..
دستتو نبستم... عاشقم نیستی..
از چشمات معلومه
- ۳۶.۳k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط