{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسم

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسم
وقتی همسایه شدیدشون شدی
پارت ۱
ویو ات
امروز داشتم از دانشگاهم بر میگشتم به سمت خونه وقتی رسیدم دیدم چی ؟ یه خانواده اونجا هستن
+ سلام ببخشید شما ؟
- اااا ما همونی هستیم که میخواستیم خونتون رو بخریم دیگه!
+ اینجا چه خبره؟ ( که صاحب واقعی خونه اومد و رو به روی ات )
- ات جان ببخشید عزیزم من این خونه رو میتونم با قیمت خیلی بهتر از اونی که تو دادی بفروشم پس این خونه رو میخوام بدم به این خانواده
+ چیییی آقا شما بدون اجازه و صحبت با من دارین اینکار رو میکنین این کار بی ادبیه .
- میدونم میدونم ولی من بااااید اینو بدم به این خانواده
( ات با چشمای پر از اشک رو به صاحب خونه کرد )
+ واقعا ازتون متنفررم از همه تووووووون متنفرممممم اول دزدی که اومد دار رو ندارم رو دزدید بعدشم اییین
بعدش ات رقت داخل خونه و وسایل مهمش رو جمع کرد و با دو از خونه ی قبلیش دور شد تو راه همش گریه میکرد اصلا جلوش رو نگاه نمیکرد که یهو رعد و برق شدیدی زد که ات جیغ زد چون ات از رعد و برق میترسید ات سرعتش رو بیشتر کرد که یهو به یکی برخورد شدیدی کرد ات پرت شد رو زمین و دستش زخمی شد از طرفی کیفش هم افتاد رو زمین و خیس و کثیف شد 
× وایییی ببخشید خوبین ؟
+ آره آره ببخشید بهتون برخورد کردم
× نه اصلا اشکال نداره من بهتون برخورد کردم
بعد جیمین دست ات رو گرفت و ات بلند شد
+ ممنون
× خواهش میکنم میتونم اسمتون رو بدونم ؟
+ ات هستم و شما ؟
× جیمین ،،،میتونین جیمین صدام کنین
+ خوشبختم
که یهو یه ساعقه زد که ات از ترس محکم جیمین رو بغل کرد بعدش ساعقه قطع شد ات رو به جیمین کرد
+ ب .....ببخشید م ....من
× از رعد و برق میترسین ؟
+ ات سر تکون داد ........ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

https://wisgoon.com/baby_13g/بانو فیک نویسن .....تازه شروع ک...

پارت ۵ویو ات امروز از خواب بیدار شدم دیدم سولا تو تختش نیست ...

پارت⁶اجوما اتو برد عمارتو بهش نشون داد...رسیدن به گلخونه عما...

پارت ۴ که در همان موقع مافیا رسید و ات رو کتک زد جیمین و اعض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط