{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشت

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشت
تنِ تب کرده ی من حسرت گیسوی تو داشت

تو نبودی، دل آئینــــه مرا باز شـکست
شانه بر روی سرم زمزمه ی مـــوی تو داشـت

چشم بر هم زدنی واله و شیــــدای تـو شد
هر پریشان که نشانی به سر کوی تو داشت

چشم تو میکده ای، بر سر من گشـته خراب
وَه چه آوار شــرابی طــاق ابــروی تو داشت...
دیدگاه ها (۲)

غنچهاز راز تو بو برد، شکفتگلگریبان به هوای تو درید...

بمان گناه قشنگم گناه کم دارمبرای دیدن چشمت نگاه کم دارمجهان ...

باران شدی, تو رفتی و بارانی ام هنوزدر بند بندِ خاطره زندانی ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاستآه بی تاب شدن عادت کم حوصله...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

⏳ ظهور نزدیک است...📌 وعده‌ی خدا نزدیک تر از چیزی است که فکر ...

dark life = 24

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشتتنِ تب کرده ی من حسرت گی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط