با مسخره کردن هایتان،تیکه انداختن هایتان می جنگم.

با مسخره کردن هایتان،تیکه انداختن هایتان می جنگم.
با تمسخر چادر سیاهم می‌جنگم.
آری سیاه می پوشم.
سیاهی که برای تو رنگ عشق است.
ولی وقتی چادر سیاه سر من میبینی می گویی:چقدر بی ریخت است.
با سیاهی چادرم کور می کنم چشم چرانان را.می جنگم با گرگانی که تو دست در دست آنان در خیابان قدم می زنی...
در بین این همه سیاهی قلبی است شیشه ای ؛ که تو با این زیبایی ظاهری آرزوی داشتن را داری،قلبی که من دارم و تو نداری!
کپی با ذکر صلوات آزاد
دیدگاه ها (۳)

&شیسه.... تو باید بری. اونا می‌کشنتشیسه میدونست. خوب چیکار م...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

با مسخره کردن هایتان.. تیکه انداختن هایتان...میجنگم ^_____^ب...

با مسخره کردن هایتان تیکه انداختن هایتانمیجنگم با تمسخر چادر...

با مسخره کردن هایتان تیکه انداختن هایتان!میجنگم...با تمسخر چ...

بامسخره کردن هایتان تیکه انداختن هایتانمیجنگم باتمسخرچادرسیا...

آنان چفيه داشتندمن چادر دارم...آنان چفيه مي بستند تا بسيجي و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط