{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستانی جالب و تاثیر گذار..... : داستانک - امام زمان.عجل

داستانی جالب و تاثیر گذار..... : داستانک - امام زمان.عجل الله فرجه - 6


"بسم رب النور"

شیخ گفت: چهل شب هر شب صد بار

"رب ادخلنی مدخل صدق"را بخوانید امام زمان را می بینید.

رفت وآمد گفت: "خواندم و ندیدم."

جواب شیخ مو را به تنش راست کرد:

"توی مسجد که نماز می خواندی سیدی بهت گفت انگشتر دست چپ کراهت دارد

گفتی کل مکروه جایز !

آن سید امام زمانت بود."

(برگرفته از کتاب « تا همیشه آفتاب » از مجموعه کتب 14 خورشید و یک آفتاب)
دیدگاه ها (۶)

لطفا بخونید... سلام دوستاناونایی که میخوان زمینه ساز ظ...

لینک زیبای دردودل با امام زمان با مداحی فوق العاده حاج مجتبی...

فصل سرما را دوست دارمبه خاطر گل های نرگسی که بوی آمدن تو را...

به دنبال ردی از پیشانی اتتمام مهر های مسجد را بوسیده ام.......

شیخ گفت: چهل شب هر شب صد بار "رب ادخلنی مدخل صدق"را بخوانید ...

دید و نشناخت

هر کسی این آیه رو بخونه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)مواظب...

370 : داستانک - امام زمان.عجل الله فرجه - 3"بسم رب النور"تا ...

داستانک - امام زمان.عجل الله فرجه - 2"بسم رب النور"خلیفة الل...

بِسْمِ اللَّهِ النُّور از موارد جواز #عبد گفتن نسبت به اهلبی...

داستانی زیبا از ملاقات با امام زمان عج.....حاج شیخ محمد کوفی...

داستانی زیبا از ملاقات با امام زمان عج.....حاج شیخ محمد کوفی...

دحوالارض ؛روز نمایش بندگیماه ذیقعده اولین ماه از ماه‌های حرا...

داستان بسیار زیبا و فوق العاده از عنایت امام حسین علیه السلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط