نامت را بر زبان می‌آورم

نامت را بر زبان می‌آورم
دریا بر من گسترده‌تر می‌شود
دریایی که ادامه‌ی گیسوان توست
کلامت را سرمه چشم می‌کنم
آفتاب و ماه و ستارگان را
در آب‌ها می‌بینم
می‌خوانمت
موجی بلند به ساحل می‌دود و دست می‌گشاید
صدفی پلک می‌زند
و تو در گیسوانت می‌تابی.
دیدگاه ها (۱)

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

🦋♥️ نامت را بر زبان می‌آورم...#دریا بر من گسترده‌تر می‌شود.....

نام‌ات را بر زبان می‌آورمدریا بر من گسترده‌تر می‌شوددریایی ک...

می خوانمتموجی بلند به ساحل می دودو دست می گشایدصدفی پلک می ز...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

‌رودقصیده‌ی بامدادی رادر دلتای شبمکرر می‌کندو روزاز آخرین نف...

چندپارتی از جیمین Prince of the seas ( پرنس دریاها )پارت دوم...

پارت چهارم چشمکی نامحسوس؛ مثل موجی که فقط برای تو می‌آید زد....

فیک ٢۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط