{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خوانمت

می خوانمت
موجی بلند به ساحل می دود
و دست می گشاید
صدفی پلک می زند
و تو
در گیسوانت می تابی ...

( عمران صلاحی )

# شعر # ادبی
💐💐💐💐💐💐💐💐💐
دیدگاه ها (۰)

زمان تصمیم می‌گیرد چه کسی را در زندگی ات ملاقات خواهی کرد.قل...

# متن ادبی خاص# متن عارفانه# متن عاشقانه

غواص عقل ،چو صدف عمر برگشود دری گرانبهاتر و خوشتر زجان نداشت...

من با نفسهای تو بیدار می شوم...از صدف درآمدی دیروز و حالا بر...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

چپتر ۱۳ _ جدایی در تاریکیراهروی فرعی آرکانیوم در نور اضطراری...

برای جشن ترشی خبرم کرد جیمین خبیثانه گفت : منو خبر نمیکنه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط