ببار ای دختر باران تو هم مانند چشمانم

ببار ای دختر باران تو هم مانند چشمانم
که بعد از رفتنت اغلب شبیه ابر گریانم

کجای دفتر عمرم گمت کردم که بعد از تو
میان شهر خود حس میکنم در حبس زندانم

چه تقدیر پر از دردی رقم زد چشم های تو
که بعد از تو تک و تنها دچار باد و طوفانم

بباران حسرت خود را تو هم ای ابر سرگردان
ببار ای دختر باران که هم درد بیابانم

بیا شانه به شانه پا به پای هم بباریم و
خلاصم کن که از این بغض ویرانگر فراوانم

#مسعود_اردلان
#غزل‌جدید
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

ببار ای دختر باران تو هم مانند چشمانمکه بعد از رفتنت اغلب شب...

روی تختم نشسته‌ام باید،این نفسهای آخرم باشدوقتی از دست می‌رو...

مریم یوسفی نصیری نژاد

عیسی اسدی شاعر تهرانی

ابر ها مثل تاریک ترین لوی تحریکات سمت آسمان گریخته بودند، بو...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و کا...

مخازن پیش ساخته کامپوزیتی قابلیت استفاده : ذخایر آب در تمامی...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و کا...

بک بدیم تا ۱۲؟نت میزنم فالو بودم ایدی میدم ویژه میکنی بگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط