خیال می کنم اتفاقی افتاده. شاید اگر امشب من از این کوچه گ

خیال می کنم اتفاقی افتاده. شاید اگر امشب من از این کوچه گذشتم به خاطر همین خیال محال است که تو از آن خبر نداری و من خوب می شناسمش. این پنجره بی دلیل روشن نیست. کسی شاید در آن سوی این پنجره به من فکر می کند. کسی نام کوچکم را می داند و رنگ چشم هایم را از یاد نمی برد. تقصیر من نیست اگر هیچ اتفاقی نمی افتد و کسی مرا به نام کوچکم صدا نمی کند. من عادت دارم با رویاهای دورم نفس بکشم. مهم نیست اگر تو حتی ندانی که سال هاست در خیال من زندگی می کنی...
دیدگاه ها (۱)

🍂🍁 این برگ‌های زرد    به خاطر #پاییز نیست    که از شاخه می‌ا...

گاهی آن‌قدر درگیر زندگی، مشکلات و نگرانی‌هایمان می‌شویم که ف...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

#شب و #دلتنگی و #تنهاییسه رفیق قدیمی‌ من!هر شب ، بی‌دعوت می‌...

عاشقانه های شبنم

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

تکرار این روزهانه فقط هوای خانه،که جهان را مسموم کرده است.نف...

بسم الله الرحمن الرحیم در باب اشراق :اشراق تعلیم دادنی نیست....

شاید دیدن این پست اتفاقی نباشه…شاید خدا خواسته همین الان این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط