سناریو بلولاک
سناریو بلولاک(اشتباهی چیزی که به نظرتون باعث شد بد بشه رو بگید که درستش کنم)
موقعیت( هم دانشگاهی)
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
ایساگی: به عنوان همکلاسی خیلی باهات مهربونهه و همیشه دوست داره با تو پروژه برداره و خیلی محترمانه باهات حرف میزنه ولی یک لطف میخوام بهت بکنم اینه که هرگز درباره فوتبال باهاش شوخی نکن چون آره دیگه یعنی نه منحرف اون نههه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
باچیرا: خیلی کرم میریزه البته فقط نه روی تو بلکه روی همههههه و همیشه دوست داره با تو بازی کنه اما تو به زور اونم بخاطر شرط هایی که میباختی باهاش بازی میکردی و آره دیگه دیگه چی بگم اها خیلی سعی میکرد نشونت بده که عاشقته که کل دانشگاه فهمیدن انقدر که صایع بازی میکنه(ولی شخصیت کیوتی داره خداوکیلی)
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
ناگی: اصلا حواسش به درس نیست و فقط میخوابه بعد جالبیش اینه که نمره بالا هم میگیره(از اون خرخون هایی که خودشو نشون نمیده) آره دیگه همیشه خدا هم تو با اون پروژه داری اونم که نصفه به تو تحویل میده و تو هم مجبوری برای اونم بنویسی
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
رین: خوب ایده ای ندارم براش ولی عین چی سرد و کسل کننده و جدیییی که هرکی باهاش شوخی کنه دیگه خدا به خیر کنه که بخاطر نوع لفظش (امیدوارم درست نوشته باشمممم) طرفو نکشه و همیشه خدا باهاش دعوا داری و تو گوشش رو میکشی اما تمام دخترای دانشگاه طرف اونو میگیرن
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
رئو:مانی جاستتت مانیییی آره دیگه انقدر خرج میکنه تو خودت نگران اون پولش میشی بهش تذکر میدی اما فکر میکنه چون دوسش داری همش برات کادو میگیره(چه ربطی داره؟؟خودمم نمیدونم)چون فکر میکنه چون برای دیگران میخره اما برای تو نه حسودیت شده و خوب هروقت پروژه داشتید هم قرار نبود اصلا چیزی بنویسید چون پول زیاد داشت میداد یکی دیگه مینوشت براتون
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
چیگیری:اولش فکر کردی دختره خیلی باهاش صمیمی شدی(همون اول بسم الله نیومده دوست جون جونی شدید) که میفهمی پسره دیگه حرف نمیزنی باهاش ولی بعضی اوقات باهم میرید برای موهاتون شامپو و اینا و روتین موهای خوشگلتون وسیله میگیرید
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
یوکیمیا:آقایون خانوما یه دسته گل امدهههه. خیلی مهربون و محترم که خیلی زود باهاش اوکی شدی(کل دانشگاه باهاش اوکی شدن) و همگی باهم میرفتید بیرون و هر سری که باهاش پروژه داشتید خیلی کمکت میکرد حتی اگه پروژتون باهم نباشه و در کل پچه خوبیه و راستی سعی کن عصبی نکنی وگرنه از اخلاقی که بعدش میبینی حسابی تعجب میکنی از من گفتن
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
بارو:خودشو عین چی میگیره و خودشو بهترین کلاس میدونه و همیشه با پسرای کلاس سر تمیزی جنگ راه میندازه. و عین چییییی با تو مشکل داره و تو هم همیشه گوش اونو میپیچونی دعواتون اوج میرسه که باعث میشه اخرش کل دانشگاه بیان سعی کنن اشتیتون بدن چون کل دانشگاه رو به آتیش کشوندین
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
ایکو:خیلی لاس میزنه و باهمه دخترا خیلی اوکیه و لاس زدناش رو تو تاثیر نداره اما باهم وقتی پروژه برمیدارید میبرمت یه جای دنج که اونجا بحث پروژه کنید(نمیدونم چرا ولی احساس کردم یکم اینو مثبت کنیم بهتره)
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
نیکو:(یعنی بگید این کیه؟ این مگه بود؟ خودمو به آتیش میکشم ) ایشون هم بچه ساکتیه و خرخوننننن ببین خرخون هاا بعد همیشه با تو دعوای منطقی فلسفه میکنه و تو که از اینجور دعوا ها دوست داری حسابی کیف میکنی سر پروژه هم که خیلی زود کار پروژه رو انجام میدید نمیزاری یه ۲ یا ۳ روز بگذره همون روز انجام میدید. معمولا لبخند یا ذوق نمیکنه ولی یکی دوبار وقتی رفتید بیرون برای خرید وسایل پروژه براش یه خرس کوچولو گرفتی و گفتی اینو بهم برای اضافه پول داد(اینجا ایرانه )و اونم خیلی ذوق کرد و گونه اش کمی سرخ شد و لبخند ریزی(نویسنده کشششش)میزنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
اینم خیلی بد شد ولی قبل نوشتن کلی ایده داشتم امدم بنویسم همه شون خیلی بد بود و این تنها چیزی بود که به ذهنم رسید آره دیگه خلاصه اگه چرت و پرت شد عذر میخوام
راستی یه پست مخصوص میزارم که درخواستی بزارید و در اخر بگم که اگه از نظرتون یه جایی رو باید حذف کنم حتما بگید بهم و خوب و تمیز بهتون تحویل بدم
بدرود
موقعیت( هم دانشگاهی)
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
ایساگی: به عنوان همکلاسی خیلی باهات مهربونهه و همیشه دوست داره با تو پروژه برداره و خیلی محترمانه باهات حرف میزنه ولی یک لطف میخوام بهت بکنم اینه که هرگز درباره فوتبال باهاش شوخی نکن چون آره دیگه یعنی نه منحرف اون نههه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
باچیرا: خیلی کرم میریزه البته فقط نه روی تو بلکه روی همههههه و همیشه دوست داره با تو بازی کنه اما تو به زور اونم بخاطر شرط هایی که میباختی باهاش بازی میکردی و آره دیگه دیگه چی بگم اها خیلی سعی میکرد نشونت بده که عاشقته که کل دانشگاه فهمیدن انقدر که صایع بازی میکنه(ولی شخصیت کیوتی داره خداوکیلی)
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
ناگی: اصلا حواسش به درس نیست و فقط میخوابه بعد جالبیش اینه که نمره بالا هم میگیره(از اون خرخون هایی که خودشو نشون نمیده) آره دیگه همیشه خدا هم تو با اون پروژه داری اونم که نصفه به تو تحویل میده و تو هم مجبوری برای اونم بنویسی
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
رین: خوب ایده ای ندارم براش ولی عین چی سرد و کسل کننده و جدیییی که هرکی باهاش شوخی کنه دیگه خدا به خیر کنه که بخاطر نوع لفظش (امیدوارم درست نوشته باشمممم) طرفو نکشه و همیشه خدا باهاش دعوا داری و تو گوشش رو میکشی اما تمام دخترای دانشگاه طرف اونو میگیرن
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
رئو:مانی جاستتت مانیییی آره دیگه انقدر خرج میکنه تو خودت نگران اون پولش میشی بهش تذکر میدی اما فکر میکنه چون دوسش داری همش برات کادو میگیره(چه ربطی داره؟؟خودمم نمیدونم)چون فکر میکنه چون برای دیگران میخره اما برای تو نه حسودیت شده و خوب هروقت پروژه داشتید هم قرار نبود اصلا چیزی بنویسید چون پول زیاد داشت میداد یکی دیگه مینوشت براتون
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
چیگیری:اولش فکر کردی دختره خیلی باهاش صمیمی شدی(همون اول بسم الله نیومده دوست جون جونی شدید) که میفهمی پسره دیگه حرف نمیزنی باهاش ولی بعضی اوقات باهم میرید برای موهاتون شامپو و اینا و روتین موهای خوشگلتون وسیله میگیرید
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
یوکیمیا:آقایون خانوما یه دسته گل امدهههه. خیلی مهربون و محترم که خیلی زود باهاش اوکی شدی(کل دانشگاه باهاش اوکی شدن) و همگی باهم میرفتید بیرون و هر سری که باهاش پروژه داشتید خیلی کمکت میکرد حتی اگه پروژتون باهم نباشه و در کل پچه خوبیه و راستی سعی کن عصبی نکنی وگرنه از اخلاقی که بعدش میبینی حسابی تعجب میکنی از من گفتن
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
بارو:خودشو عین چی میگیره و خودشو بهترین کلاس میدونه و همیشه با پسرای کلاس سر تمیزی جنگ راه میندازه. و عین چییییی با تو مشکل داره و تو هم همیشه گوش اونو میپیچونی دعواتون اوج میرسه که باعث میشه اخرش کل دانشگاه بیان سعی کنن اشتیتون بدن چون کل دانشگاه رو به آتیش کشوندین
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
ایکو:خیلی لاس میزنه و باهمه دخترا خیلی اوکیه و لاس زدناش رو تو تاثیر نداره اما باهم وقتی پروژه برمیدارید میبرمت یه جای دنج که اونجا بحث پروژه کنید(نمیدونم چرا ولی احساس کردم یکم اینو مثبت کنیم بهتره)
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
نیکو:(یعنی بگید این کیه؟ این مگه بود؟ خودمو به آتیش میکشم ) ایشون هم بچه ساکتیه و خرخوننننن ببین خرخون هاا بعد همیشه با تو دعوای منطقی فلسفه میکنه و تو که از اینجور دعوا ها دوست داری حسابی کیف میکنی سر پروژه هم که خیلی زود کار پروژه رو انجام میدید نمیزاری یه ۲ یا ۳ روز بگذره همون روز انجام میدید. معمولا لبخند یا ذوق نمیکنه ولی یکی دوبار وقتی رفتید بیرون برای خرید وسایل پروژه براش یه خرس کوچولو گرفتی و گفتی اینو بهم برای اضافه پول داد(اینجا ایرانه )و اونم خیلی ذوق کرد و گونه اش کمی سرخ شد و لبخند ریزی(نویسنده کشششش)میزنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
اینم خیلی بد شد ولی قبل نوشتن کلی ایده داشتم امدم بنویسم همه شون خیلی بد بود و این تنها چیزی بود که به ذهنم رسید آره دیگه خلاصه اگه چرت و پرت شد عذر میخوام
راستی یه پست مخصوص میزارم که درخواستی بزارید و در اخر بگم که اگه از نظرتون یه جایی رو باید حذف کنم حتما بگید بهم و خوب و تمیز بهتون تحویل بدم
بدرود
- ۲۰.۶k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط