{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتند ضمایر را نام ببر:

گفتند ضمایر را نام ببر:
گفتم : من... من... من...
گفتند: پس بقیه چه شدند؟
گفتم : همه رفتند زیارت ارباب و"من" جا ماندم . . .
یا حسین (ع)
ترسم بماند بر دلم . . .
دیدگاه ها (۱)

اود هفته و شب جنعا ندارهوقتی دلم بگیره فقط میرم سراغ امام حس...

درخواست قهرمانان المپیاد نجوم جهان؛ دوست داریم خادم امام رضا...

گفتم میشه نری ، گریه کرد .منم گریه ام گرفت راضی شدم که بره ....

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

🌙🖤 دلتنگیِ ما بهرِ حرم... 🥀🏴هر شب جمعه،یک رسم قدیمی‌ست...🌹 ر...

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگان.پیش از سفر اربعین، برای ...

آوای شبپارت۲۱ویو نویسندهساعت:۲:۰۰ بعد از رفتن بکی انیا به خد...

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش اول)

رمان چهارم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا دوبا...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط