درد دستم بهانه ی خوبی ست
درد دستم بهانه ی خوبی ست
تا غمت را صبور تر باشم
آتشم،شعله ام ،عقب بنشین
به صلاح است دور تر باشم
گر چه تلخ است دوری از تو ولی،
من بدون غرور مردنی ام
دور باشیم مدتی شاید
بعد از آن پرغرور تر باشم
ساده بودن در این زمانه ی سخت
راه حلی برای مشکل نیست
ساده ماندن بس است از اینجا
می روم تا شرور تر باشم
ماندنم در نگاه بی میلت
لکه ی ننگ دامن عشق است
عشق از بین برده عقلم را
می روم با شعور تر باشم
گفته بودی که دست و پا گیرم
خسته ات کرده حجم بودن من
می روم کز کنم درون خودم
تا کمی جمع و جور تر باشم
در نبرد میان عشق و هوس
نیست جایی برای ترسوها
دل من مثل بید می لرزد
می روم تا جسورتر باشم
من کتاب گزیده ی غزلم
تو خریدارِ شعرِ کیلویی
در ترازوی سنجشت سبکم
می روم تا قطورتر باشم
درد دستم بهانه ی خوبی ست
که مرا از سرِ تو باز کند
درد دستم بهانه ی خوبی ست
تا غمت را صبور تر باشم...
تا غمت را صبور تر باشم
آتشم،شعله ام ،عقب بنشین
به صلاح است دور تر باشم
گر چه تلخ است دوری از تو ولی،
من بدون غرور مردنی ام
دور باشیم مدتی شاید
بعد از آن پرغرور تر باشم
ساده بودن در این زمانه ی سخت
راه حلی برای مشکل نیست
ساده ماندن بس است از اینجا
می روم تا شرور تر باشم
ماندنم در نگاه بی میلت
لکه ی ننگ دامن عشق است
عشق از بین برده عقلم را
می روم با شعور تر باشم
گفته بودی که دست و پا گیرم
خسته ات کرده حجم بودن من
می روم کز کنم درون خودم
تا کمی جمع و جور تر باشم
در نبرد میان عشق و هوس
نیست جایی برای ترسوها
دل من مثل بید می لرزد
می روم تا جسورتر باشم
من کتاب گزیده ی غزلم
تو خریدارِ شعرِ کیلویی
در ترازوی سنجشت سبکم
می روم تا قطورتر باشم
درد دستم بهانه ی خوبی ست
که مرا از سرِ تو باز کند
درد دستم بهانه ی خوبی ست
تا غمت را صبور تر باشم...
- ۷.۵k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط