My daddy 7
قسمتی از پارت قبل
جونگکوک ا/ت بغل کرد رفت
ولی بعد از نیم ساعت که اونا رفتن زنگ خونه خورد اون کسی نبود
ا/ت ویو
رفتم در رو باز کردم که یهو یه چیزی اومد رو دهنم
هرچی دست پا زدم که اونو وردارم نشد که نشد که یهو بیهوش شدم و سیاهی......
پرش زمان به صبح
کوک ویو
هرچی به ا/ت زنگ میزدم جواب نمیداد
کوک:وایییی جواب بده دیگه اه
که یهو
گوشی ا/ت: بله بفرمایید؟
کوک :ا/ت چاگیا؟؟؟ خوبیی وایسا ببینم خودتی؟ چرا صدات انقدر بدهه
گوشی ا/ت:همه پس دوست دخترته؟ خیلی عروسکه ولی ها جون میده برا-
که یهو کوک داد کشید
کوک:مرتیکه تو غلط کردییی بهش دست زدی
مرده:هه باشه بابا نخواستم ولی این عروسک حالا حالا همینجا هست میخوای باهاش حرف بزنی
کوک:من ترو پیداا میکنم ولی اره
ا/ت:کوک؟ عشقم
کوک:چاگیا خوبی؟ صدمه که نزدن بهت
ا/ت:اوهوم
کوک:ببین سوال میپرسم با اره یا نه جواب بده بین ۱ الا ۴ نفرن؟
ا/ت:آره
کوک:منو میشناسن؟
ا/ت:آره
کوک:شتت اوکی اوکی من زود میام خوب عزیزم؟
ا/ت با گریه گفت
ا/ت:زود تر بیا تروخدا
که یهو مرده از اون ور داد زد گفت
غلط کردی من با تو کار دارم عروسک به این خوشگلییی
که یهو ا/ت جیغی کشید تلفن قطع شد
کوک ویو
با استرس زنگ زدم با نامجون هیونگ
کوک:نامجونا!!!ا/ت رو دزدین ساسنگا
نامجون :یعنی چیییییی
کوک:آره آره زنگ بزن به پلیس تروخدا
نامجون: باشه باشه
پرش به زمانی که رسیدن اونجا
کوک ویو
ات رو دیدم که خونی با لباس پاره رو زمین خوابیده بود معلوم بود حالش بده که یهو دیدم مرده یه لگد رد به ا/ت
ا/ت:اییی نزن درد داره تروخدا
مرد:ههه یه زره دیگه مهمون هام میان قشنگ عین دختر خوب میشینی همین گوشه
کوک ویو
دیگه تحمل نداشتم دویدم سمتش با مشت زدم تو سرش نگاه کردم به ا/ت که چقدر ترسیده بود بغلم کرده بود تمام لباسم میکس خون و خاک بود .
که یهو ا/ت تو بغلم
این دفعه شرط نمیزارم ولی خودتون میدونید دیگه
جونگکوک ا/ت بغل کرد رفت
ولی بعد از نیم ساعت که اونا رفتن زنگ خونه خورد اون کسی نبود
ا/ت ویو
رفتم در رو باز کردم که یهو یه چیزی اومد رو دهنم
هرچی دست پا زدم که اونو وردارم نشد که نشد که یهو بیهوش شدم و سیاهی......
پرش زمان به صبح
کوک ویو
هرچی به ا/ت زنگ میزدم جواب نمیداد
کوک:وایییی جواب بده دیگه اه
که یهو
گوشی ا/ت: بله بفرمایید؟
کوک :ا/ت چاگیا؟؟؟ خوبیی وایسا ببینم خودتی؟ چرا صدات انقدر بدهه
گوشی ا/ت:همه پس دوست دخترته؟ خیلی عروسکه ولی ها جون میده برا-
که یهو کوک داد کشید
کوک:مرتیکه تو غلط کردییی بهش دست زدی
مرده:هه باشه بابا نخواستم ولی این عروسک حالا حالا همینجا هست میخوای باهاش حرف بزنی
کوک:من ترو پیداا میکنم ولی اره
ا/ت:کوک؟ عشقم
کوک:چاگیا خوبی؟ صدمه که نزدن بهت
ا/ت:اوهوم
کوک:ببین سوال میپرسم با اره یا نه جواب بده بین ۱ الا ۴ نفرن؟
ا/ت:آره
کوک:منو میشناسن؟
ا/ت:آره
کوک:شتت اوکی اوکی من زود میام خوب عزیزم؟
ا/ت با گریه گفت
ا/ت:زود تر بیا تروخدا
که یهو مرده از اون ور داد زد گفت
غلط کردی من با تو کار دارم عروسک به این خوشگلییی
که یهو ا/ت جیغی کشید تلفن قطع شد
کوک ویو
با استرس زنگ زدم با نامجون هیونگ
کوک:نامجونا!!!ا/ت رو دزدین ساسنگا
نامجون :یعنی چیییییی
کوک:آره آره زنگ بزن به پلیس تروخدا
نامجون: باشه باشه
پرش به زمانی که رسیدن اونجا
کوک ویو
ات رو دیدم که خونی با لباس پاره رو زمین خوابیده بود معلوم بود حالش بده که یهو دیدم مرده یه لگد رد به ا/ت
ا/ت:اییی نزن درد داره تروخدا
مرد:ههه یه زره دیگه مهمون هام میان قشنگ عین دختر خوب میشینی همین گوشه
کوک ویو
دیگه تحمل نداشتم دویدم سمتش با مشت زدم تو سرش نگاه کردم به ا/ت که چقدر ترسیده بود بغلم کرده بود تمام لباسم میکس خون و خاک بود .
که یهو ا/ت تو بغلم
این دفعه شرط نمیزارم ولی خودتون میدونید دیگه
- ۸.۶k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط