{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

,

,


مستعمره ی #تو می شوم.‌‌؛
آن گاه که میانِ بازوانِ قدرتمندت
مرا حبس می کنی!
با شراره های #نگاهت
وجودم را به آتش می کشی؛
و با بوسه های آتشینت
مرا از هم می پاشی..
بیشتر حبسم کن!
آتشم بزن!
#مرا_ازهم_بپاش!
می خواهم تا ابد مستعمره ی تو باشم....

#آزی_فرهادی(#میلانامیسان)

❤️❤️:❤️❤️
دیدگاه ها (۱۶)

حضرت یار

عاشقانه های شبنم

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

بـه وسـعت خـورشیـد و مـاه، بـه بلنـدای کـوه، بـه سبـزی بـرگ ...

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

گردن‌کشی‌های بن‌گویر تمامی نداردبن‌گویر»، وزیر امنیت داخلی ر...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط