‍ ‍ ‍ 🌹 🌹 🌹 🍃 🍃 🍃 🌹 🌹 🌹

‍ ‍ ‍ 🌹 🌹 🌹 🍃 🍃 🍃 🌹 🌹 🌹

👈 لـــــحظاتے نابــــ باشــهداااا👉

📘 موضوع:پیــرمرد گـــمنام😔

هر چقدر تقلا مے ڪردیم، اسمش را نمے گفت.

فقط وقتے با اصرارهاے ما مواجه مے شد مے گفت:بسیجے ام…
پیرمردے گندمگون و چهار شانه بود.

یڪ بار ڪه براے مرخصے رفته بودم قم،تو خیابان دیدمش.

ڪنجڪاو شدم. دنبالش ڪردم.رسیدم به یڪے از محله هاے فقیر نشین…

همین ڪه خواست در خانه را باز ڪند، من را دید.رنگش پرید.
لبخندے زد و با محبت مرا به داخل تعارف ڪرد.

پیرزنےنابینا به استقبال من امد.پیرمرد گفت:
«همسرم است،تنها فرزندمان ڪه شهید شد،حتے خاڪسترے هم از جنازه اش نیامد.
مادرش آنقدر گریه ڪرد که نابینا شد.

بعد هم به من گفت:
برو نگذار تا اسلحه ے پسرم زمین بماند.»

پیرمرد چند ماه بعد تو عملیات مفقودالاثر شد.
وقتے برای بردن خبر پیرمرد،به همان محله رفتم
اطلاعیه فوت پیرزن،من را پشت در میخکوب ڪرد…

پ.ن:خدایاڪمڪ ڪن شرمنده ے شهدانشیم😔

📘 منبع: ڪتاب بچه هاے محله توومن
دیدگاه ها (۱)

#کتاب_بخونیم 📖 #به_شـدت_خـوشـبخت 💕ایشان برای اجاره‌ی خانه‌ی ...

یـہ روز داشتیم با ماشیـن تـو خیابون مےرفتیـمسر یـہ چراغ قرمز...

#عاشقانہ_هاے_رویایے💖 🍃 یـہ روز داشتیم با ماشیـن تـو خیابون م...

#مـــے_خوایـد_شهیـــــد_بشیــد؟؟اگــر خیلــــے دوسـت داریـــ...

عاشقانه شهدا💖 🍃 یـہ روز داشتیم با ماشیـن تـو خیابون مےرفتیـم...

از نگاه نڪردن به دختران درحال شنا ...تا زیارت حضرت صاحب الزم...

یـہ روز داشتیم با ماشیـن تـو خیابون مےرفتیـمسر یـہ چراغ قرمز...

●○• 🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_چهل_...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_سی_ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط