{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا

خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا
چون شب سیه مگردان روز سپید ما را
ما را ز تاب زلفت افتاد عقده بر دل
بر زلف خم به خم زن دست گره گشا را
فخر جهانیان شد ننگ صنم پرستی
جانا ز پرده بنمای روی خدانما را
ای آشکار پنهان برقع ز رخ برافکن
تا جلوه ات ببینم پنهان و آشکارا
بی جلوه ات ندارد ارض و سما فروغی
ای آفتاب تابان هم ارض و هم سما را
بازآ که از قیامت بر پا شود قیامت
تا نیک و بد ببیند در فعل خود جزا را
ای پرده دار عالم در پرده چند مانی
آخر ز پرده بنگر یاران آشنا را
بازآ که بی وجودت عالم سکون ندارد
هجر تو در تزلزل افکند ما سوی را
حاجت به توست ما را ای حجت الهی!
آری به سوی سلطان حاجت بود گدا را
عمری گذشت و ماندیم از ذکر دوست غافل
از کف به هیچ دادیم سرمای? بقا را
ما را فکنده غفلت در بستر هلاکت
درمان کن ای مسیحا این درد بی دوا را
ای پرده دار عالم در پرده چند پنهان
بازآ و روشنی بخش دل های با صفا را
فواد کرمانی
دیدگاه ها (۳)

بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر استجان از دریچه نظرم ، چشم بر...

بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر استجان از دریچه نظرم ، چشم بر...

.رخسار تورا مهر جهانتاب ندارد/این عالم ظلمت چوتو مهتاب ندارد...

تولدت مبارک علمدار حسین(ع)...👌❤🍀

شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمایی

اگر به باده مشکین دلم کشد شایدکه بوی خیر ز زهد ریا نمی‌آیدجه...

شعر شوق حضور

بگذار که از درد تو بیمار بمیرماز آتش دل سوزم و تبدار بمیرمبر...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط