#🦋 شاعرانه_من

#🦋 شاعرانه_من
دلم اندر طلبِ یار، گرفتار بگشت
عقل حیران و پریشان، زِ پیِ این کار بگشت

جسم و روحم چو زلیخا، به تبِ عشق، بیمار بگشت
بی‌سبب نیست که منِ شاد، منِ رنجور بگشت

دلِ من در پیِ او بود و با عقل به پیکار بگشت
عاقبت دل برد و جانم، هر دو گرفتار بگشت

دل و دین و عقل و هوشم، همه در آوار بگشت
خوشم از یارِ خودم، کز غمِ من غمخوار بگشت
دیدگاه ها (۱۷)

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

‌ دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و هم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

.دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همد...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط