شب قدر نزدیک است...

شب قدر نزدیک است...
خداوندا کمتر از آنم که نگاهم کنی و دستانم را بگیری...
ولی در میان تمام مردم شهر در موقع غصه هایم گفته ام خدایی دارم که دستگیر است و مهربان...
بخشنده و بزرگ مالک هفت آسمان...
خدایی که خالق من است صاحب تمام هستی خدایی که به اراده ی او حتی برگی از درخت نمی افتد...
خدایا پستی ام را ببخش...
قطره های اشکم را قبول کن...
دستانم را بگیر که اگر رهایم کنی دستگیری ندارم...
اگر تو خریدارم نباشی خریداری ندارم...
من رو سیاه و دل خسته ام تو پناهم باش...
کمرم از بار گناه خمیده شده تو نگه دارم باش...
دعاهایم ناتمام است...تو اجابتم کن...
خدایا باش تا نترسم...باش تا با دستان تو هیچگاه زمین نخورم...
به حق این شبهای عزیز همتون به آرزوهاتون برسید انشالله...
دیدگاه ها (۷)

پارت ۲

پرنسس ناخواسته

شب قدر نزدیک است...خداوندا کمتر از آنم که نگاهم کنی و دستانم...

شب قدر نزدیک است...خداوندا کمتر از آنم که نگاهم کنی و دستانم...

شب قدر نزدیک است...خداوندا کمتر از آنم که نگاهم کنی و دستانم...

انگار یک دریا در دلم هست ،که آرام نمی‌گیرد...خدایا تو آرامم ...

دلم آرامشی خدایی و ابدی می خواهد....دعای قشنگ برای اخرشب خدا...

مهربان خدایموقتی دلم نا آرام هست،میدانم جایی از زندگی فراموش...

خــــــــدا.جونممرا درگیر خـــ♥ـــودت کن مهربان خدایم وقتی...

دعای قشنگ برای امشب خدایا :ممنون به لحظه ای که دلم را می شکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط