خدایا ...

خدایا ...

در آوای سنگین سکوت امشب ،
در دست افشانی رویا در ظرافت یک متن ،
در راز ناشناخته‌ی زیستن ؛
تو را عاشقانه می‌خواهم ...

در پوچی یک توهم در اوج وصال ،
در سودای محکومانه‌ی عشقی ،
در رویای مشکوکانه‌ی وصلی ؛
تو را مجنون‌وار می‌کاوم ....

در پژواک اندیشه‌هایم ،
در سایه‌ی آرزوهایم ،
و در اوج فاصله‌ای میان کام و دل ؛
تو را می‌خواهم ...

در سادگی یک غزل ،
در شور یک عشق ،
در وجد عارفانه‌ی یک نیایش ،
در تبلور یک رویا ؛
تو را می‌خواهم ...

مرا در بی‌کسی امشب ،
در غربت لحظه لحظه ی تنهاییم ،
دریاب ...

مرا در دریای بی‌کران زندگی ،
و در ویرانه‌های وجودی خسته ،
دریاب ...

در بی‌صدا گریستن‌هایم ،
در عجزم از این غربت ،
مرا درک کن ...

بار خدایا !

با وجود مهربان و گرمت ،
تار و پود فرسوده‌ی وجودم را از بین ببر ؛

با وجود نورانی خویش ،
پرده پرده‌ی تاریکی‌ام را نابود کن ؛

از تو می‌خواهم بر‌فراز دریای وجودت ،
افکار شناور مرا به اهتزاز در‌آوری ؛

از تو می‌خواهم در حجم تاریکی و هجوم غربت امشب ،
در سردی وجودم ،
مرا حامی باشی ...

آمین یا رب العالمین ...
دیدگاه ها (۳)

نیایش صبحگاهی 🌼🍃🌼بارالـــها!تو بر احوال ما از خود ما آگاه‌تر...

عاشقانه های شبنم

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

چند پارت

قسمت ۷

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط