از مترسکی پرسیدم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزارنشده

از مترسکی پرسیدم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزارنشده ای؟گفت:در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:راست گفتی!من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت:تو اشتباه میکنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببردمگرآنکه درونش مانند من با کاه پر باشد. ‌
دیدگاه ها (۵)

از مترسکی پرسیدم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی پرسیدم:از ماندن در مزرعه بیزار نشدی؟گفت: در ترساند...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم،ایا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟ پا...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟پاس...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟ پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط