{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مترسکی پرسیدم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نش

از مترسکی پرسیدم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای؟ پاسخ داد: در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است، پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!!
گفت: تو اشتباه میکنی؛ زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی ببرد... مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
دیدگاه ها (۰)

حال من به احوال پرسی تو بستگی دارد! تو اگر حالم را بپرسی مگر...

«ما یکی از نخستین خانواده هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط